salam

khobin? khoshiin? salamatin?

khob khodaro shokr

ey manam khobam nafasi miado mire.

azin ke yekam dir UP Kardam Sharmande, khodeton ke khabar darin  darso... emtahano.... khodaro shokr darso emtahan dige tamom shod.

az aghaye mohammadreza ,sana jonam ,abji sadafe golam va amir tashakkor mikonam az nazaraye khobeshon.

mohammadreza jan to nazar sanjike to safeye weblog gozahstam nzar bede har kodom az khanande ya bazigaran nazare bishtari gereftan man biographye ono mizaram to weblogam

Endafe mikham chanta khabare ajib gharib baraton bezaram ke kheyly narahatam kard , chanta sms va chanta ax ke omidvaram khosheton biad

 

در نشست فيلم 300 عنوان شد.

فيلم 300 توهين به ميراث بشري است

فيلم 300

 يك استاد تاريخ گفت: فيلم 300 فراتر از يك دروغ است و نه تنها به ايران،بلكه به ميراث بشري اهانت نموده است.

 نشست نقد و بررسي فيلم 300 پس از نمايش اين فيلم با حضور صادق زيباكلام ، استاد علوم سياسي، مسعود فراستي ، منتقد سينما، محمدباقر وثوقي، داريوش رحمانيان از اساتيد تاريخ، بعدازظهر امروز در دانشكده فني دانشگاه تهران برگزار شد.

در ابتداي اين نشست كه اجراي آن را مسعود فراستي برعهده داشت، اين منتقد سينما پس از نمايش فيلم 300 گفت: اين فيلم اثري ضد ايراني است و نخستين و آخرين فيلمي هم نخواهد بود كه آمريكايي‌ها عليه ايران ساخته‌اند.

وي ادامه داد: آمريكا برعكس ما به سينما اهميت مي‌دهد و توسط آن فرهنگسازي مي‌كند. سينما بعد از اسلحه بزرگترين محصول صادراتي آمريكاست.

فراستي فيلم 300 را لايق تشويق ندانست و اظهار داشت: اين فيلم در چارچوب استراتژي فرهنگ آمريكا با بودجه 60 ميليون دلاري در يك سوله ساخته شده و تمامي پس‌زمينه‌هاي آن با پرده آبي و سبز كار شده است. اين فيلم ارزش سينمايي و هنري ندارد و هر آنچه دارد مديون كامپيوتر و فضاسازي كامپيوتري است.

اين منتقد سينما در جمع دانشجويان دانشگاه تهران به شخصيت‌پردازي اين فيلم اشاره نمود و گفت: 300 يك كميك استريپ است و شبيه به بازيهاي كامپيوتري ساخته شده است. فيلم فاقد شخصيت‌پردازي و ارزش سينمايي است و همگي شخصيت‌هاي فيلم از رهبر اسپارت‌ها تا سربازان ايراني تيپ هستند و به جز چند ديالوگ نشانه‌اي از آنها به مخاطب داده نمي‌شود.

فراستي فيلم 300 را خودزني غرب دانست و اظهار داشت كه فيلم قبل از آنكه توهين به ايرانيان باشد يك خودزني است.
محمدباقر وثوقي استاد تاريخ نيز فيلم 300 را فراتر از يك دروغ قلمداد كرد و گفت: عظمت فرهنگ و اصالت انساني ايرانيان آن قدر زياد است كه با رجوع به تاريخ كاملاً‌ هويداست اين فيلم تنها به ايران ، بلكه به ميراث بشري توهين كرده است.

داريوش رحمانيان در ادامه نشست، سازندگان فيلم 300 را ناشي خواند و اظهار داشت: سازندگان اين فيلم پادشاه اسپارت را چهره‌اي مدافع آزادي نشان داده‌اند، در حاليكه در طول تاريخ نظام اسپارتي سمبل جامعه‌اي بسته و محدود است. جامعه‌اي برده‌دار، ضد آزادي و نژادپرست است كه در فيلم 300 برعكس سمبل آزادي است.

صادق زيباكلام كه در انتهاي جلسه فرصت صحبت يافت گفت: دو نوع تفكر راجع به اين فيلم وجود دارد، دسته اول كه ساختن اين فيلم را آگاهانه و براي مخاطب قرار دادن جمهوري اسلامي ايران و نظام مي‌دانند و بحث رويارويي ايران اسلامي با غرب را مطرح مي‌كنند. به اين منظور كه غرب با اين فيلم نشان مي‌دهد ملت ايران كه قصد مهارش را دارد داراي چنين پيشنيه‌‌اي است.

وي افزود: دسته دوم نيز براين باورند كه چرا بايد با ساخته شدن چنين فيلمي به ما توهين شده باشد؟ حالا گيريم كه يك فيلمي ساخته شده باشد كه به ما بگويد كه شما در طول تاريخ نمي‌فهميديد. دنيا پر از فيلم‌هايي است كه حقيقت را مخدوش كردند و از كاهي كوه ساخته و يا كوهي را نا ديده گرفتند. اين ‌همه درباره آلمان فيلم ساخته شده ولي يك آلماني اعتراض نكرده است.

زيباكلام گفت: اين فيلم قرار نيست به ما درس تاريخ بدهد و فقط به قصد فروش ساخته شده است.

در انتهاي اين جلسه سخنان زيبا كلام با مخالفت يكي از حضار مواجه شد كه با پا در مياني مجري مسئله خاتمه يافت.

<<<>>>

Yek Pesarbacheye 13 Sale

معلم برا ی تنبیه ، دانش آموز پسر کلاس دوم راهنمایی را پای تخته می‌آورد و در مقابل چشمان تمامی دانش آموزان همکلاس وی اقدام به برهنه کردن او می‌کند. دانش آموز دچار مشکلات شدید روحی می شود. گرچه میلیونها معلم فداکار عاشقانه به تربیت صحیح فرزندان ما مشغولند ، اما این اتفاق نادر که البته مربوط به صدها سال قبل و دوران قرون وسطی نیست ، مربوط به سال 1386 و تک معلمی ناشایسته در مدرسه‌ای در قلب پایتخت

است. به گزارش خبرنگار مهر، مادر و پسر 13 ساله ای با وضعیتی نگران روز گذشته با حضور در خبرگزاری مهر به واقعه ای اشاره کردند که حیرت و تعجب همگان را برمی‌انگیزد.
مادر که به شدت برآشفته بود در شرح واقعه می گوید: روز یکشنبه 16/2/86 بعد ازظهر وقتی پسرم به منزل آمد سرو وضع درستی نداشت ، لباسهایش خاکی و خودش آشفته بود. در ابتدا هرچه سوال کردم جواب نداد. اما بعد با کلی اصرار گفت، بعد از کلاس ورزش لباس‌های ورزشی‌ام را عوض نکردم. وچون وقت گذشت و دیگر فرصت نداشتم برای اینکه به زنگ زبان انگلیسی برسم مجبور شدم با همان لباس ورزشی سر کلاس حاضر شوم. وقتی معلم انگلیسی مرا در کلاس با آن وضع دید، ناراحت شد و مرا به پای تخته آورد و در مقابل چشم همه بچه‌ها دست برد تا لباسم را در آورد. شلوار و لباس زیرم پائین آمد.
مادر ادامه می‌دهد: پسرم در مقابل این حرکت معلم بلافاصله چنگ می‌زند و با دو دست لباس‌هایش را نگه می‌دارد. بچه‌های کلاس در واکنش به این حرکت معلم سوت می‌زنند و می‌خندند. پسرم که حسابی ناراحت شده بود، تحملش را از دست می‌دهد و به بچه‌های کلاس فحش می‌دهد.
وی می‌افزاید: در همین فاصله معلم ادبیات که ظاهرا صدای بچه‌ها و فحش دادن پسرم را شنیده بود، وارد کلاس شده و پسرم را بلند کرده و به زمین پرت می‌کند.
مادر پیراهن پسرش را بالا می‌زند و پهلویش را نشان می‌دهد که کبود شده است. وقتی می‌خواهد با دست به قسمت کبود شده پهلوی پسر اشاره کند، چهره پسر از درد درهم می‌شود و خود را عقب می‌کشد.
وی ادامه می‌دهد: فردای آن روز به مدرسه مراجعه کردم، از آنجا که کلاس فرزندم در طبقه دوم قرار دارد، و دفتر مدرسه در طبقه اول ظاهراً مدیر و معاونین مدرسه در زمان واقعه از رفتار معلم انگلیسی و ادبیات بی اطلاع بودند. مدیر و معاون مدرسه با برخورد خیلی خوب حرفاهایم

را شنیدند و خیلی محترمانه پاسخم را دادند. و گفتند که موضوع را صورت جلسه و مورد رسیدگی قرار می دهند. و از من خواستند که تمام ما وقع را بنویسم تا آنها صورتجلسه کنند.
مادر می‌گوید: وقتی مشغول نوشتن ماوقع شدم، مدیر و معاون با فرد دیگری شروع به صحبت کردند که بعد فهمیدم همان معلم ادبیات است. مدیر و معاون با جدیت معلم ادبیات را مورد انتقاد قرار داده بودند و او نیز که در ابتدا سعی می‌کرد از خودش دفاع کند، دیگر سرش را انداخته بود پائین ، ساکت شده بود و چیزی نمی‌گفت.
وی اظهار می‌دارد: من وقتی فهمیدم او یکی از دو معلم مورد بحث هست، کنترل خودم را از دست دادم و نتوانستم ناراحتی خودم را مهار کنم ، بنابر این بلند شدم ، جلو رفتم و یک سیلی به صورت معلم ادبیات زدم. با این کار، ناگهان وضعیت تغییر کرد. مدیر و معاون که از این حرکت ناراحت شده بودند با من برخورد تندی کردند. و من ناچار از مدرسه بیرون رفتم.
به گزارش خبرنگار مهر،‌ مادر که با مرور مجدد واقعه به شدت متأثر شده بود، نا امیدانه گفت: من فکر نمی‌کنم کاری از دست کسی بر بیاید. آنها در همان لحظه این سیلی را بهانه کردند و با من برخورد کردند. من می‌دانم آنها به همین وسیله قضیه را منحرف می‌کنند. فکر نمی‌کنم کسی به حرف من گوش بدهد.
وی درحالی که اشک در چشمانش حلقه زده است ادامه می‌دهد: من همان روز به منطقه آموزش و پرورش هم سر زدم. آنها حتی حاضر نشدند قضیه را از زبان من بشنوند. به محض ورودم تا خواستم حرف بزنم، بلافاصله با برخورد تندی

 

 

 

 

به من گفتند: تو به معلم سیلی زدی! و چنان این مسئله را فریاد زدند که اصلا انگار موضوع اصلی و حرکت زشت معلم برای آنها اهمیتی ندارد.
مادر از اقدام قضائی و شکایت علیه معلم مربوطه خبر داد و اظهار داشت که از سوی کلانتری به پزشکی قانونی معرفی شده است تا آثار ضربات معلم را روی بدن فرزندش بررسی کنند.
وی با اشاره به اینکه فرزندم از مدرسه گریزان شده است و دیگر حاضر نیست تحت هیچ شرایطی به آن مدرسه برگردد، گفت: آنچه از همه مهمتر است ، وضعیت روحی بسیار بد پسرم هست که در مقابل دانش آموزان چنین برخورد زشتی با او شده است.
درج این گزارش در خبرگزاری مهرنمونه ای از آزادی و اهتمام به حقوق شهروندان در جمهوری اسلامی است . مهر ، پیگیری خود در این زمینه را ادامه می دهد و آماده توضیح مقامات مسوول است. مقاماتی که باید با برخورد با متخلفانی اندک ، خیل عظیم معلمان دلسوز و فدارکار کشور را بهتر به جامعه معرفی کنند. امیدواریم این شیوه های زشت تربیتی که جز نتیجه معکوس ندارد ، به طور کلی از فضای آموزش کشور زدوده شود. فرهنگ ناهنجار اجتماعی جز ار رفتار نا هنجار تربیتی سرچشمه نمی گیرد.

Vaghean narahat konandas

<<<>>>  

پس از گذاشتن چندين قرار ملاقات سرانجام دختر جوان پس از دو روز حبس در تهران از بند آدم‌ربايان نجات يافت.

به گزارش خبرنگارساعت 23:30 يكشنبه بيست و سوم ارديبهشت ماه، مردي به نام «عادل» با مراجعه به كلانتري 135«آزادي»، ربوده شدن دخترش را به ماموران اطلاع داد.

او به ماموران گفت:‌ دخترم به نام «فوزيه» 24 ساله، دو روز پيش براي كاري به تبريز رفت و در حالي كه نگران دير آمدنش شده بوديم، يكي از اقواممان به نام «شيرزاد» با من تماس گرفت و اعلام كرد كه از طريق تماسي متوجه ربوده شدن دخترم شده است.

بر اين اساس وقتي پدر «فوزيه» اعلام كرد كه آدم‌ربا طي تماسي با «شيرزاد»، قرار ملاقاتي با وي در جاده مخصوص كرج گذاشته‌اند تا در قبال دريافت يك ميليون تومان «فوزيه» را آزاد كند، ماموران كلانتري 135 به محل اعزام شدند.

اين در حالي بود كه آدم‌ربا كه با يك پاترول مشكي رنگ بر سر قرار رفته بود، با مشاهده خودرو گشت از محل فرار كرد.

او دقايقي بعد بار ديگر با «شيرزاد» تماس گرفت و قرار ملاقات ديگري براي 20 دقيقه بعد در محل پل فرديس كرج گذاشت.

سرهنگ مهدي احمدي، رييس مركز اطلاع‌رساني پليس پايتخت در تشريح بيشتر اين پرونده به خبرنگار «حوادث» ايسنا گفت: آدم‌ربا پس از اين كه در اين قرار حاضر نشد، 45 دقيقه بامداد امروز تماس ديگري گرفت و براي ساعت يك بامداد در بلوار ملارد قرار ملاقات گذاشت و «شيرزاد» را تهديد كرد كه ماموران پليس از موضوع مطلع نشوند، اما اين بار نيز گروگانگير با مشاهده ماموران اقدام به فرار كرد كه تعقيب و گريز پليسي موجب شد خودرو پس از طي مسافتي حدود 4 كيلومتر در باغهاي شمال كرج متوقف شود.

وي افزود: در اين زمان آدم‌ربا كه «فوزيه» نيز همراهش بود، با پياده شدن از خودرو در حالي كه دختر جوان را از دستش رها نكرده بود، پياده اقدام به فرار كرد كه پس از دقايقي تعقيب و گريز سرانجام ماموران اقدام به شليك گلوله كردند كه دو تير به مچ پاي متهم اصابت كرد و به اين ترتيب وي دستگير و «فوزيه» آزاد شد.

به گفته سرهنگ احمدي، با انتقال آدم‌ربا به هويت «الف – م» به بيمارستان شماره 2 ناجا، دختر جوان در مقر پليس به ماموران گفت: دو روز پيش براي كاري به تبريز رفته بودم كه يك خودرو پاترول مشكي رنگ مقابلم توقف كرد و راننده آن از من خواست كه سوار شوم.

«فوزيه» ادامه داد: وقتي در مقابل خواسته راننده مقاومت كردم، وي از خودرو پياده شده و در تاريكي شب با گذاشتن چاقو بر روي گردنم، مرا به زور سوار خودرو كرد و پس از انتقال به تهران، در يك اتاق حبسم كرد.

با ارجاع پرونده به اداره مبارزه با آدم‌ربايي پليس آگاهي تهران بزرگ، تحقيقات پليسي در اين رابطه ادامه دارد.

<<<>>> 

وانگ مینگو 24 ساله، هفته گذشته سراغ پلیس استان گجوانگدو در جنوب چین رفت و مدعی شد فرزند چهار ساله اش گم شده است: دخترم تا همین ماه پیش با پدربزرگ و مادر بزرگش زندگی می کرد و وقتی با او برای خرید به بازار هوییجو رفته بودیم بازیگوشی کرد و ناپدید شد.
افسران تجسس که از همان ابتدا متوجه ضد و نقیض گویی وانگ شده بودند دست به بررسی های موشکافانه زدند اما هر چه بیش تر گشتند کم تر به نتیجه رسیدندتا اینکه زن جوان، سرانجام دیروز بر اثر عذاب وجدان لب به بیان حقیقت گشود و پرده از جنایت تکان دهنده اش برداشت.
وانگ گفت: دخترم نمی توانست از یک تا 100 راخوب بشمارد و تلاش من هم فایده ای نداشت .کلافه ام کرده بود و در اوج عصبانیت با مشت و لگد به جانش افتادم. فرزندم بیهوش شد و زمانی به خودم آمدم که هیچ کاری از دستم ساخته نبود. از طرفی چون نمی توانستم هزینه سنگین بیمارستان را بپردازم دخترم را خفه و جنازه اش را پنهان کردم. با افشای این راز تلخ و پیدا شدن جنازه دختر بچه، مادرش روانه زندان شد.

 Bavar Nakardani

<<<>>> 

قاچاقچیانی که به دنبال معامله مواد افیونی، 2 نفر را در ملارد کرج از پا درآوردند به زندان، تبعید و مرگ محکوم شدند و حکم صادره به تایید دیوان عالی کشور رسید.
21:25
شامگاه 23 دی 1382 صدای مهیب شلیک چندین گلوله در یکی از خیابان های سرآسیاب ملارد کرج لرزه بر جان مردم انداخت و آنان که سراسیمه از خانه هایشان بیرون دویده بودند با احمد و محمد روبه رو شدند. مردان مسلح هنگام فرار در حلقه تنگ شاهدان عینی به محاصره درآمدند و به ناچار تسلیم سبزپوشان قانون شدند.
پلیس با ورود به خانه ای که گلوله در آن شلیک شده بود با جنازه خونین محمدصفر و بهزاد روبه رو شد.
همچنین بازپرس وقت دادسرای جنایی کرج به قربانگاه رفت و با بررسی جنازه ها دستور بردن آن به پزشکی قانونی را صادر کرد.
احمد و محمد در بازجویی ها لب به اعتراف گشودند و گفتند: به دنبال معامله موادمخدر از محمدصفر و بهزاد 42 میلیون تومان طلب داشتیم و چند بار برای تسویه حساب از کهنوج به کرج آمدیم اما هر بار دست خالی بازگشتیم. مجرمان، اضافه کردند: سرانجام با تهیه دو اسلحه گرم وارد خانه محمدصفر و بهزاد شدیم و آنان را به گلوله بستیم.
با بازسازی صحنه جنایت، کیفرخواست پرونده صادر و به شعبه دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.
احمد از سوی پنج قاضی به جرم کشتن محمدصفر به مرگ و به خاطر معاونت در کشتن بهزاد به 15 سال زندان و 15 سال تبعید به نیک شهر و محمد به جرم کشتن بهزاد، به مرگ و معاونت در جنایت به 15 سال زندان و 15 سال تبعید به شهرستان گرمی محکوم شد. حکم صادره امروز به تایید قضات شعبه 37 دیوان عالی کشور رسید و ضربآهنگ مرگ جانیان به صدا درآمد

<<<>>>  

 

پسری که پدرش را قربانی اختلاف کهنه خانوادگی کرد امروز با توجه به گذشت اولیای دم، از سوی رییس شعبه 74 دادگاه کیفری تهران به دیه و زندان محکوم شد.
در آخرین نشست رسیدگی به این پرونده که در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی کوه کمره ای برگزار شد ابتدا حیدری- نماینده دادستان – به تشریح کیفرخواست پرداخت: محسن 22 ساله شامگاه 2 اردیبهشت 84 به خانه پدرش اسماعیل در شهریار رفت و او را با خوراندن قرص های خواب آور قربانی اختلاف کهنه خانوادگی کرد. سپس جنازه را آتش زد و گریخت اما خیلی زود با تلاش پلیس استان تهران، ردیابی و دستگیر شد.
نماینده دادستان ادامه داد: با توجه به اعتراف صریح مجرم و همچنین درخواست دیه از سوی اولیای دم بنا به ماده 612 قانون از محضر دادگاه برای محسن تقاضای مجازات قانونی دارم.
پدر بزرگ محسن، وقتی در جایگاه ویژه قرار گرفت اظهار داشت: پسرم 5 فرزند داشت که 2 نفرشان هنوز به سن قانونی نرسیده اند و سرپرستی نوه هایم با من است من وضع مالی خوبی ندارم، به همین خاطر از خون پسرم می گذرم و دیه می خواهم.
به دنبال مرد سالخورده، نوه اش رو به روی پنج قاضی شعبه ایستاد و در حالی که سرش را پایین انداخته بود اعلام کرد: از کرده ام پشیمانم و می دانم که اشتباه جبران ناپذیری کردم.
محسن در تشریح جزییات جنایت توضیح داد: 6 سال می شد که مادرم قهر کرده و رفته بود. پدرم هم راضی نمی شد با او آشتی کند. آن روز به خانه پدرم رفتم که با او درگیر شدم، چند بسته قرص خواب آور در چای حل کردم و به او خوراندم. بعد جنازه را آتش زدم و فرار کردم.
مجرم جوان اضافه کرد: حالا هر چه پدر بزرگ و مادربزرگم بگویند قبول می کنم، حتی اگر راضی به کشتنم باشند حرفی ندارم. با پایان حرفهای پدرکش، قاضی کوه کمره ای و چهار مستشارش وارد شور شدند و با توجه به درخواست اولیای دم، محسن را به پرداخت دیه و به جرم آتش زدن جنازه به زندان محکوم کردند

 

<<<>>>  

 

انفجار در كافه‌اي در شهر اورسك روسيه دست كم 10 كشته بر جاي گذاشت.

به گزارش گروه به نقل از خبرگزاري شينهوا، اين كافه در يك منطقه بازاري در اين شهر واقع شد.

گروه نجات تاكنون 10 جسد را از اين كافه بيرون كشيده است.

علت وقوع انفجار هم اكنون تحت بررسي است.

 

<<<>>>  

 

مديركل مبارزه با مفاسد اجتماعي نيروي انتظامي گفت: بر اساس بررسي‌هاي صورت گرفته،40 درصد از خانواده‌ها تنها به اصرار فرزندانشان اقدام به تهيه ديش و ماهواره كرده‌ و خود با آن مخاف بوده‌اند.

به گزارش خبرنگار سردار احمد روزبهاني كه روز دوشنبه بيست و چهارم ارديبهشت ماه، در حاشيه نمايشگاه افزايش امنيت اجتماعي با خبرنگاران سخن مي‌گفت، با بيان اين كه از ابتداي اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي بيش از 20 تن از سركرده‌هاي اراذل و اوباش در تهران دستگير شده‌اند، اظهار كرد: تعداد زيادي از شهروندان از اعلام شكايت عليه اراذل و اوباش هراس دارند، چرا كه تصور مي‌كنند اين افراد به آنها آسيب مي‌رسانند كه از تمام اين افراد خواهشمنديم براي اعلام شكايت اقدام كنند.

وي افزود: جمع‌آوري ديش‌ها و ماهواره‌ها نيز همچنان در جريان اجراي اين طرح ادامه دارد.

سردار روزبهاني اضافه كرد كه در بررسي‌هاي انجام شده به اين آمار رسيده‌ايم كه 35 تا 40 درصد خانواده‌ها با داشتن ماهواره مخالفند، اما به اصرار فرزندانشان زيربار تهيه آن رفته‌اند.

وي با اشاره به برخورد با مزاحمان خياباني تاكيد كرد: پليس به صورت گسترده با وارد عمل كردن گشتهاي انتظامي و حضور در محلات، قصد تامين امنيت در جامعه را دارد.

مديركل مبارزه با مفاسد اجتماعي ناجا در خصوص ميزان رضايت مردم از اجراي اين طرح عنوان كرد: از هر 10 فقره تماسي كه با مركز نظارت همگاني ناجا «197» گرفته مي‌شود، 7 مورد آن تقدير و تشكر و تنها سه مورد شكايت است.

به اعتقاد سردار روزبهاني، طرح برخورد با بدحجابي هم موفقيت بالايي داشته است، چرا كه اين طرح حول محور تذكر و ارشاد مي‌چرخد

 

<<<>>>  

 

به دنبال برخورد یک دستگاه پراید با سمند در چالوس، چهار مسافر در دم جان باختند.
دو دستگاه پراید و سمند، دیروز در چالوس به هم خوردند که چهار کشته و یک زخمی بر جا گذاشت.
کارشناسان پلیس پس از تحقیق مقدماتی، علت بروز این رخداد مرگبار را انحراف به چپ راننده پراید تشخیص دادند.

 

<<<>>>  

 

پرونده زندگی 4 مرد جنایتکار، بامداد فردا با حکم قانون در زندان اوین بسته می شود اگر اولیای دم در آخرین فرصت نیز از خونخواهی نگذرند.
نخستین اعدامی فردا، محمد صفر – الف نام دارد که به جرم کشتن لیلا 11 ساله در صحنه کرمانشاه، به اشد مجازات محکوم شده است.
این تبهکار در پی جنایت 17 اردیبهشت 74 همراه با همدستش هادی دستگیر شد. آنها لیلا بی گناه رابه کوه کشاندند، تحت آزار شیطانی قرار دادند و بدن نیمه جانش را به پایین انداختند.
هادی، پنجم تیر 74 در بازداشتگاه خودکشی کرد و حکم اعدام محمد صفر درحالی قرار است پس از فراز و نشیب های فراوان اجرا شود که مجرم ردیف سوم پرونده به نام حسن همچنان با گذشت 12 سال از جنایت، فراری است.
دومین اعدامی فردا علی رضا – م نام دارد. این مجرم 43 ساله چهارم فروردین 1383 دوستش شاهرخ- گ را در کن از پا درآورد. او پس از دستگیری اعتراف کرد به خاطر دزدیدن پول های علیرضا که می خواست به کانادا مهاجرت کند، دست به جنایت زد.
علی رضا در شعبه 74 دادگاه کیفری با درخواست اولیای دم به مرگ محکوم شد و شعبه 27 دیوان عالی کشور حکم را تائید کرد.
سومین جنایتکاری که بامداد چهارشنبه به دار آویخته خواهد شد بهزاد- م است. او به خاطر مسایل اخلاقی، هوشنگ- گ را نهم بهمن 1382 در خانه اش با ضربه های کارد کشت.
حکم مرگ بهزاد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران صادر شد و به تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور رسید. گزارش ایسکانیوز می افزاید: جمال الدین- ب چهارمین جنایتکاری است که فردا اعدام می شود. او یازدهم مرداد 1382 در شهرک قدس، جمال-ب را به خاطر مسایل اخلاقی با ضربه های کارد از پا درآورد و پس از دستگیری در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران به مرگ محکوم شد. شعبه 27 دیوان عالی کشور حکم را تائید کرد و اگر اولیای دم از خونخواهی نگذرند، برگ آخر زندگی او نیز فردا در اوین ورق می خورد.

<<<>>>

SMSHA

 
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

پزشك اخمو شربت تلخ تجويز مي‌كند

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

زمين مي‌خواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

 

تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند

 

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

ملانصرالدين بالای منبر سخنراني مي کرد: هرکس چندتا زن داشته باشه به همون تعداد چراغ تو بهشت براش روشن مي شه. ییهو توی جمعيت، زن خودش رو ديد. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
شباهت پسر خوب با پري دريايي چيه؟ هر دو از اول افسانه بودند!!!
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو رو بگيره ولي قلب تو رو لمس كنه
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
سوسکه مست مي کنه، ميره جلوي دم پايي مي گه: بزن، ده بزن ديگه
لعنتي!!!
 
  ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
جهنم زماني است که تو داراي: اتومبيل آمريکايي، زن بريتانيايي، خانه چيني، غذاي آلماني و حقوق ايراني باشيد. بهشت زماني است که تو داراي: حقوق آمريکايي، خانه بريتانيايي، غذاي چيني، اتومبيل آلماني، و زن ايراني باشي
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ..
 
عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي
بخشه
 
  ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی
 
گفت : عاشقي مرد ، بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم .
گفتم : اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم ، باید عمری را ساکت باشیم …
 
براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟
منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت… تا مبادا دلش بشکنه
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
هميشه لبخند به لب داشته باش حتی وقتی ناراحتی. شايد کسی عاشقه لبخنده تو باشد.
  ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
کسی را که دوست داری ، ازش بگذر اگر قسمت تو باشد ، خودش بر مي گردد
اگر هم بر نگشت بدان که از اوّل ماله تو نبوده پس بهتر که رفت
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
عشق همچون نقاشيست بااين تفاوت که نقاشي را مي توان پاک کرداماعشق
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
شبي پرسيدمش با بي قراري
به غير از من كسي را دوست داري
ز چشمش اشك شد از شرم جاری
ميان گريه هايش گفت آری
منتظر باش ،اما معطل نشو ؛ تامل كن،اما توقف نكن ؛ قاطع باش، اما لجوج نباش ؛
صريح باش،اما گستاخ نباش ؛ بگو آره، اما نگو حتماً ؛ بگو نه ،اما نگو ابدا  
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
از ضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مکن اينجا مگر تقسيم نيست با راديکال عشق بيا تا بشکند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
خداوند هيچ موقع از تو سوال نمي كنه چه نوع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد چند نفر پياده را به مقصد رساندي....... قابل توجه دخترها كه هر چي بوق ميزني ناز ميكنن...... نميدونن هدف
پسرها الهيه
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
به يارو مي گن: اين همه سيگار کشيدي، به چي رسيدي؟ ميگه: به فيلترش
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
دختر: مامان عشق چيه؟ مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
يكي استاديوم ميره به جاي اينكه فوتبال نگاه كنه به راست و چپ وبالاي سرش رو با تعجب نگاه ميكنه بهش ميگن: چرا فوتبالو نگاه نميكني؟ ميگه: دارم دنبال كلمه ي "زنده " ميگردم.
 
 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
 
عکس
 
 

 

 

 

 

 

 

 

Bye Ta HI

Salami Be Seftie Sang Va Be Garmie Aftab

Khobin? Khoshin? Salamatin?

Khob Khodaro Shokr Ke Khobin

Az Amir, Dadash Mortezaye Golam Va Agha Saeed Tashakkor Mikonam Az Nazaraike Dadan.

Omidvaram Baghie Ham Yad Begiran

Emroz Mikham Baraton Chanta Ahang Az Khanandehaye Mokhtalef Bezaram Shayad Be Nazare Bazi Az Shoma Yekam Ghadimi Bashan Vali Emkan Dare Baziha Onaro Nadashte Bashan. Chanta SMS VA Chanta Axe Jalebam Mikham Baraton Bezaram Ke Omidvaram Khosheton Biad Lotfan Nazar Ham Bedin Nazaraye Shoma Baese Behtar Shodane Weblogam Mishe

Ahangha

Esi- ghabol ghabol

Esi -Mishkanam Mishkanam

0098 - 2darebaz

Farez - 1.2.3

Farez-Shabe shanbe

Amir Tatalu,Pishro,Tohi,Rozbeh - Boro

Emran-HalaKhooben-CheshmAsali

----------

SMS

 
 
الهی تو خورشید بشی و من زمین تا سالی یک بار من دور تو بگردم و سالی 365 روز تو دور من بگردی
...........
 
چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم
 
..............
دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم عاشق هم می شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شاید تو اب رودخانه بهم برسن
 
..........
 
 
پفك 100 تومن
شير 200 تومن
بستني 300 تومن
نوشابه 200 تومن
ديگه روت ميشه يه اس ام اس 14 تومني نمي فرستي ؟
 
..........
 
هر وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم ، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده
............
 
اگه تونستي برفا رو سياه كني                پره گلاغ رو سقيد كني       آتيش رو بوس كني            توي اب يه نفس عميق بكشي
اون وقت منم مي تونم تو رو فراموش كنم
 
............
 
وقتي ديدمت دست و پامو گم كردم بدون هيچ حركتي اومدي طرفم
من با تمام وجود اسمتو فرياد زدم :                            سوسك
 
.................
 
خداوندا چرا ناز آفريدي
مگه اردك نبود چرا غاز آفريدي ؟
 
..............
 
نفرين 2007
الهي قل مراد بيفته روت
هي بهش بگي پاشو  هي بگه ها
 
...........
 
اي كاش باران بودم تا غبار غم هايت رو مي شستم ، اي كاش نسيم بودم تا صورتت را نوازش كنم ، اي كاش گل بودم تا يكي از غنچه هايم را به تو هديه مي دادم
اما افسوس  ، نه بارانم نه نسيم و نه گل ، ام هر چه هستم تو را دوست دارم
 
...........
 
VVV VVV
VVV VVV VVV
VVV VVV VVV VVV
 
مي دوني اينا چي هستن ؟
اينا پرنده هاي قلب من هستند كه از طرف من براي بوسيدنت آمدند
 
VV
و اين دو تا هم كار داشتند دير كردند
 
...........
 
بخشندگي را از گل بياموز
زيرا حتي ته كفشي كه لگد مالش مي كند را هم خوشبو مي كند
 
.............
 
 
\\\\  /////
(< @ @>)
.....o00……………00o…..
.
.
In aks ro vaghti dashti dokhtare hamsaye ro did mizadi azat gereftam .
Az to baiid bod
.........
 
شعر جديد ايران :
سر زد از افق مهر خاواران
فروغ بابا مربا بده بابا
 
............
 
Degat kardi hameye chizaye khob khanoom hastan
Mesle : khorshid khanoom , mahtab khanoom parvane khanoom
Ama hameye chizaye bad agha hastean :
Mesle :agha dozde , agha gorge , agha gave
 
..............
 
.ooo0
(        )            0ooo.
\      (             (        )
\  _ )              )     /
( _  /
Ba shoma kari nadaram
Daram gadam mizanam
 
............
 
قسمت ميوه در ميادين تره بار به شدت افزايش يافت .
قدر خودتت رو بدون هلو !!
 
..........
 
1bar az kenare darya obur kardi   1 omr amvaj baraye bosidane jaye
pahat miayan o miran ! bebin cheghadr azizi .
 
...........
 
Age Ye shab ba ham Raftim Biron sardam shod !! Ye Lab . . . . . Ye Lab . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . Ye Labu Baram Mikhari ?
 
..............
 
از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟ .

----------

شيشه هاي تزئيني

Ba Tashakkor Az TeHrOoN GrOuP

Nazar Yadeton Nare (Nazar Haye Shoma Baese Behtar Shodane Weblogam Mishe) Bye Ta Hi

 

Salam...

Khobin ? Khoshin? Salamatin??

Khoshmigzare??

Mersi Man Khobam.

Mazerat Mikham Ke Yekam Dir UP Kardam Chon Nazdike Ye Hafte Bod To Bimarestan Bastari Bodam

Az Soheil Joon, Farahnaz Joon, Samia, Samuel jan, Shahrokh Jan Va Mina Tashakkor Konam Babate Nazaraike Dadan. Khoshal Misham Bazam Nazar Bedin..

Mikham Baraton Ye Khabare Mohem Bezaram Ke Omidvaram Khosheton Biad... Ye Matlabe Digeiam Mikham Baraton Darbareye Ezdevaj Bezaram Va Chanta Sms Ham Mikham Baraton Bezaram ...Nazar Yadeton Nare...

جراحی زیبایی بازیگر جوان را کشت!

ماموران پليس در بيمارستان با مادر اين هنرپيشه رو به رو شدند كه به شدت گريه مي‌كرد. اين زن با گريه و بغض به تيم پليس گفت: پسر جوانم را كه بعد از يك عمل جراحي زيبايي دچار تشنج‌هاي شديدي شده بود به اين بيمارستان آوردم، اما او جان خود را از دست داد.
پرونده مرگ يك هنرپيشه در جراحي زيبايي با صدور قرار مجرميت وارد مرحله تازه‌اي شد.

اعضاي تيم جراحي قرار است به زودي در دادگاه عمومي و جزايي تهران پشت تريبون دفاع قرار گيرند.

به گزارش تهران امروز، ساعت 14 و 30 دقيقه روز 13 تير ماه سال 85 ماموران كلانتري 134 شهرك غرب در جريان مرگ جوان 26 ساله‌اي به نام «سعيد اميدي‌صحنه» در بيمارستان قرار گرفتند.

ماموران پليس در بيمارستان با مادر اين هنرپيشه رو به رو شدند كه به شدت گريه مي‌كرد. اين زن با گريه و بغض به تيم پليس گفت: پسر جوانم را كه بعد از يك عمل جراحي زيبايي دچار تشنج‌هاي شديدي شده بود به اين بيمارستان آوردم، اما او جان خود را از دست داد.

وي در ادامه تحقيقات مقدماتي ماموران به آنان گفت: سه ماه پيش پسرم پس از بازي در فيلم «به اندازه يك سيگار» خود را براي بازي در يك فيلم سينمايي ديگر آماده مي‌كرد، براي انجام كاري به يكي از درمانگاه‌هاي مركز شهر تهران رفت.

وي در آنجا با دكتري متخصص جراحي زيبايي آشنا شد. بعد از اين آشنايي با او ارتباط صميمانه‌اي برقرار كرد و مدتي بعد از اينكه متوجه شد «سعيد» قرار است تا سه ماه ديگر ازدواج كند به او پيشنهاد داد كه براي جراحي زيبايي گوش‌هايش پيش او برود.گوش‌هاي سعيد مشكلي نداشت اما اين پزشك متخصص مدعي شده بود گوش‌هاي پسرم 5 ميليمتر با هم اختلاف دارند و اگر جراحي زيبايي روي آنها انجام شود. حتما چهره زيباتري پيدا مي‌كند.

مادر قرباني حادثه ادامه داد: مدتي بعد پسرم براي جراحي پيش او رفت و با چند بخيه به ظاهر گوش‌هاي پسرم را جراحي كرد اما بعد از اين عمل نشانه‌هايي از تورم و سرخي در گوش‌ها، سر و صورت سعيد آشكار شد.يك روز من و سعيد پيش پزشك معالجش رفته و وقتي موضوع را با وي در ميان گذاشتيم و او مدعي شد كه خوب مي‌شود و بايد دوباره بخيه‌ها را ترميم كند. با ادعاي وي من نيز كه باور كرده بودم او مي‌خواهد تنها چند بخيه ديگر به گوش‌هاي پسرم بزند، وقتي پسرم را به اتاق عمل جراحي همان كلينيك برد اعتراضي نكردم.

ساعتي از آغاز اين عمل نگذشته بود كه متوجه رفت و آمدهاي مشكوك پرستاران و دكتر بيهوشي‌اش شدم. دقايقي بعد وقتي موضوع را پيگيري كردم، متوجه شدم «سعيد» زير تيغ جراحي اين پزشك دچار افت فشار و كاهش تنفس عادي شده است. با اصرارهاي من او را بلافاصله به بيمارستان ديگري انتقال داديم. البته چند روز نيز تحت مراقبت‌هاي ويژه اين بيمارستان قرار گرفت، اما شب گذشته در حالي كه 20 روز از آن حادثه مي‌گذشت دچار تشنج‌هاي شديد شد و ما او را به بيمارستان خصوصي انتقال داديم اما متاسفانه ساعتي بعد پسرم جان باخت.

با مرگ هنرپيشه جوان و طرح شكايتي از سوي پدر و مادر وي، پرونده به شعبه اول دادياري دادسراي جرايم پزشكي و دارويي ارجاع داده شد.بدين ترتيب پزشك و دكتر بيهوشي در اين شعبه دادسرا حاضر شده و تحت تحقيق قرار گرفتند. همچنين كميسيون تخصصي پزشكي ميزان قصور هر دو پزشك را هنگام عمل جراحي 80 درصد تعيين كرد و مسوول فني كلينيك نيز 20 درصد مقصر شناخته شد.

بنا به گزارش خبرنگار ما، داديار عسگري پس از تكميل تحقيقات قضايي قرار مجرميت اين دو متهم را صادر و پرونده براي انجام دادرسي به دادگاه جزايي و عمومي تهران سپرده شد تا تيم جراحي در برابر قاضي ايستاده و از اتهامات خود، دفاع كنند.

Mamnon Az TeHrOoN GrOuP

....................

مراحل ازدواج

1- مرحله عشق ورزي و ماه عسل: در اين مرحله زوجين سرخوش از شور و صميميت موجود در رابطه خود بسر ميبرند. همچنانكه آنها خود را معطوف كشف يكديگر و قسمت كردن لحظات زندگي با يكديگر ميكنند، تفاوتها و اختلافات نسبتا بي اهميت جلوه ميكنند. (و حتي ممكن است مهيج نيز باشند)در اين مرحله كشش جنسي معمولا نيرومند است. اغلب زوجين تصور ميكنند تمام مشكلات موجود در رابطه شان بطور طبيعي در طول زمان تنها توسط عنصر عشق به عنوان يك انگيزه مكفي به خودي خود حل خواهند گشت. برخي اوقات اين مرحله تا اوايل ازدواج تداوم مي يابد اما امكان دارد مرحله بعدي(واقعيت) حتي پيش از مراسم عروسي پا به عرصه وجود بگذارد و موجب دلسردي در زوجين گردد.

2- مرحله واقعيت: در اين مرحله زوجين با قرار گيري در موقعيتهايي كه بيشتر با آنها مواجه نگشته بودند، از خود و يكديگر به شناخت بيشتري دست مي يابند. برخي موقعيتهايي كه با آن روبرو ميگردند امكان دارد با تصورات و توقعات پيشين همخواني نداشته  و در تضاد باشد. درست پس از ازدواج موارد بسيار زيادي براي ناسازگاري و مخالفت بر خلاف دوران دوستي، نامزدي و يا زندگي مشترك پديدار ميگردد. احساساتي همچون ياس، تنهايي و ديگر واكنشها پس از پايان پذيرفتن دوران خوش اوايل ازدواج  كاملا طبيعي ميباشد.

به سبب طبيعت چالش انگيز اين مرحله، 2 سال نخست زندگي زناشويي از بالاترين ريسك روابط نامشروع و طلاق برخوردار ميباشد. بسياري از زوجين اين دوره گذار طبيعي را با ناسازگاري و عدم تفاهم سوء تعبير كرده و غالبا نگران آنند كه در گزينش خود مرتكب اشتباه گشته اند. و همچنين از در ميان گذاردن اين واكنشها با همسر خود شرمسار و نگران ميباشند، به خصوص زماني كه از طبيعي و هنجار بودن اين واكنشها آگاه نباشند.

در اين مرحله روابط جنسي به يك نوع فعاليت روزمره بدل ميگردد. برخي افراد احساس ميكنند كه آن"شور" و "بارقه" از رابطه شان رخت بر بسته است. اين يكي ديگر از فاكتورهايي ميباشد كه زوجين نسبت به آن دچار سوء تعبير ميگردند. زوجيني كه فعالانه سعي در حفظ صميميت و عشق در رابطه خود نداشته باشند ديري نميپايد كه احساس بيگانگي و از هم گسيختگي خواهند كرد.

3- مرحله سازگاري: در اين مرحله زوجين ميكوشند تا رابطه خود را با آگاهي يافتن از نيازهاي خويش و كنار آمدن با تفاوتها و زمينه هاي ناسازگاري، اين بار  بر پايه حقايق و منطق بنا نهند.

4- مرحله تحول و موفقيت: در اين مرحله زوجين از مزاياي ازدواج كه سبب برآورده ساختن نيازها و فراهم آوردن يك تكيه گاه و پشتيبان دو جانبه گشته شادمان و بر خوردار ميگردند. همچنانكه زوج  تجارب پر فراز و نشيب زندگي را با يكديگر قسمت ميكنند، اين خود منجر به يك صميميت عميق تر در بين آن دو خواهد گشت

Mamnon Az TeHrOoN GrOuP

...........

اس ام اس ها!

بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند.

________ 

کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . . . . . نيشتو ببند.

________

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که ماهشون مال منه .

_____________

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی ... بی تو آرومو قرار نداشتم گریه میکردم من فقط تورو می خواستم نه چیزه دیگه ای می دونستم که بی تو خوابم نمی بره ............دوستت دارم پستونک.

_________

زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است.

____________

ين هزاران ديروز و ميليون ها فردا . فقط يه دونه امروزه . پس از دستش نديم و ازش لذت ببريم و با اين اس ام اس به عزيزانمون بگيم دوستشون داريم.

____________

خداوند آسمان را آفريد و گفت چه زيباست مرد را آفريد و گفت چه زيباست....و زن را آفريد و گفت............ .اشكال نداره آرايش ميكنه

___________

hamishe fekr kon too ye donyaye shisheyi zendegi mikoni. pas say kon be tarafe kasi sang partab nakoni chon avalin chizi ke mishkane donyaye khodet

_____________

مردهاي فرانسوي هم زن دارن هم معشوقه اما زنشونو بيشتر دوست دارن، مردهاي آمريکايي هم زن دارن هم معشوقه اما معشوقشون رو بيشتر دوست دارن؛ مردهاي ايراني هم زن دارن هم معشوقه اما مامانشون رو بيشتر دوست دارن !!

____________

گه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

___________

دوري،عشق هاي کوچک را از بين مي بره.ولي به عشق هاي بزرگ عظمت مي ده،مثل باد که يه کبريت و خاموش مي کنه ولي شعله هاي آتش را بزرگ تر مي کنه

__________

عجب روزگاري است، عاشق مي‌شوي مي‌گويند ديوانه است. ديوانه مي‌شوي مي‌گويند حتما عاشق است. وقتي زنده‌اي يك نفر هم سراغت را نمي‌گيرد، وقتي مردي، دسته دسته به ملاقات جنازه‌ات مي‌آيند! خواستم خوشبختي را معني كنم، معناي زندگي يادم رفت. خواستم سختي آن را تجربه كنم، زندگي كردن را فراموش كردم

___________

كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني بود كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

____________

هيچ كس در اين دنياعاشق ديگري نمي شود اينجا نمي شود به ديگري نزديك شد آدمها از دور دوست داشتني ترند

____________

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشتنش دعا...

_________

جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد .

_________

عشق شاديست عشق آزاديست عشق آغاز آدميزاديست.

_______

هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي.

______

در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

________

لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس های تند و عرقی که روی پیشونیت نشسته همه گویای یه چیز هستن : تیروئیدت پرکاره !

______

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي.

______

جبران خليل : عشق براي رشد تو و براي پيرايش توست ... مينديش كه مي تواني عشق را هدايت كني ، زيرا اگر عشق ارزشمند بيابدت ، هدايتت خواهد كرد.

________

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.

______

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني .

________

برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو یاد توپر کرده ام و سر انجام به زیباترین نکته هستی رسیده ام.

_______

کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد .

_______

چه دلیست این دل من ؟ که ز تردی چو یک ساقه ی تاک به شتابی که تگرگ بشکند ساقه و از هم بدرد پیکر برگ یا به آسانی یک شاخه ی گل می شکند چه دلیست این دل من ؟

__________

حس که پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم .

________

هرگز برای عاشق،به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند.

(Nazar Yadeton Nare)

Bye Ta Hi

salam

Khobin? Khoshin? Salamatin?

Omidvaram Ke Haleton Khob Bashe Manam khobam Nafasi Miado Mire

Mamnon Az Nazaratoon

Belakhare Badaz Moddati Baraye UP Omadam

Mazerat Mikham Az Hamaton Ke Ye Kam Tool Keshid

Khob Dige Bad Az In Moddat Behtare Sari Berim Sare Asle Matlab...

 
تاريخچه پرچم ايران عزيز
 
 
پرچم زمان کوروش کبير 559 سال پيش از ميلاد
 
 
 
 
درفش کاوياني
 
 
 
 
پرچم در دوره شاه طهماسب
 
 
 
 
دوره شاه صفي دوم
 
 
 
 
دوره نادرشاه
 
 
 
 
دوره علي قلي شاه عادل
 
 
 
 
دوره آغا محمدخان قاجار
 
 
 
 
دوره محمد شاه قاجار
 
 
 
 
دوره ناصرالدين شاه
 
 
 
 
دوره رضاخان و پسرش پهلوي سابق
 
 
 
 
دوره حاضر جمهوري اسلامي ايران
 
 
Bardasht:Persian_fun
......
 
 اس ام اس های عاشقانه
 

............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

پزشك اخمو شربت تلخ تجويز مي‌كند

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

زمين مي‌خواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

 ............ ......... ......... ......... ......... ......... ...

تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند

...

Bardasht:TeHrOoN GrOuP

 

Bye Ta Hi