salaaaaam be hame dostaye golam.. khobin? khoshin? salamatin? avvalaz hame sale noro be hamaton tabrik migam omidvaram sale khobio aghaz karde bashin.. va omidvaram christmase khobio gozaronde bashin va moharram ro be hameye mosalmonaye aziz tasliat migam.. az dostaye golam ke behem nazar dadan vaghan mamnonam.. az hameye bazdidkonandegan mazerat mikham ke enghad tol keshid ta weblogo upload konam rastesho bekhayn kheyly saram shologh bod.. emtahanao badesham christmaso  badesham sale no yekam saram bishaz had shologh bod omidvaram betonam talafi konam.. ziadi saretono dard nemiaram miram ke zood upload konam..


 avvaleshro mikham ba smshaye marbot be moharram hast shoro konam ke omidvaram khosheton biad




--------------------------------
شعر های محرم

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا


--------------------------------


نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

--------------------------------


عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است

--------------------------------


عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین


Va hala nobate smshaye asheghanas va jokaye khandedare


در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . . .

—————————

ببخشید مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود ، گفتم دنبالش نگردی

—————————

نه شاعرم تا بتونم واسه نگاهت غزل بگم / نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم

فقط اینو خوب میدونم تا زند ه ام تا جون دارم دوست دارم . . .

—————————

ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم !

خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!

—————————

هرچی هستی همون باش / هرچی نیستی نگو کاش

—————————

بیا بشکن سکوت قلب خسته / ببین بی تو دلم غمگین شکسته

ز صبح عاشقی حیران ترم کن / که تاریک است این قلب شکسته . . .

—————————

دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/كمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی

—————————

یک کلاغ با یه زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه

—————————

با فعال سازی پیام چند رسانه ای (MMS) در صورت نداشتن جوک جدید می توانید عکس خود را برای ما بفرستید تا بخندیم!

—————————

گلی… گلی… گل رز… گل شب بو… گل یاس…



بنفشه می کاریم، کود می فروشیم…
گلیه… گل!

—————————

جمعه یعنی یک غروب وعده دار،
وعده ترمیم قلب یاس زار،
جمعه یعنی مادر چشم انتظار،
درهوای دیدن روی نگار.
جمعه یعنی یه سماء دلواپسی،
می شود مولا به داد ما رسی؟

—————————

اددا بابا دد
اي ي ي ي
قاقا
ا ا ا ا ا



ببخشید! گوشيم دست بچه بود!

—————————

میمون چی توز بازنشسته شده، بهتره زودتر برای استخدام اقدام کنی!



—————————

با فعال سازی پ;یام چند رسانه ای (MMS) در صورت نداشتن جوک جدید می توانید عکس خود را برای ما بفرستید تا بخندیم!

—————————

گلی… گلی… گل رز… گل شب بو… گل یاس…



بنفشه می کاریم، کود می فروشیم…
گلیه… گل!

—————————

جمعه یعنی یک غ;روب وعده دار،
وعده ترمیم قلب یاس زار،
جمعه یعنی مادر چشم انتظار،
درهوای دیدن روی نگار.
جمعه یعنی یه سماء دلواپسی،
می شود مولا به داد ما رسی؟

—————————

اددا بابا دد
اي ي ي ي
قاقا
ا ا ا ا ا



ببخشید! گوشيم دست ب;چه بود!

—————————

میمون چی توز بازنشسته شده، بهتره زودتر برای استخدام اقدام کنی!


—————————

یک کلاغ با یه زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه


—————————

در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . . .

—————————

ببخشید مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود ، گفتم دنبالش نگردی

—————————

نه شاعرم تا بتونم واسه نگاهت غزل بگم / نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم

فقط اینو خوب میدونم تا زند ه ام تا جون دارم دوست دارم . . .

—————————

ببخشید اشتباهی ا;س ام اس دادم !

خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!

—————————

هرچی هستی همون باش / هرچی نیستی نگو کاش

—————————

بیا بشکن سکوت قلب خسته / ببین بی تو دلم غمگین شکسته

ز صبح عاشقی حیران ترم کن / که تاریک است این قلب شکسته . . .

—————————

دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/كمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی

—————————


 

ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن

 

از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

 



1- تو برای من مثل خواهر میمونی! (يعنی:خيلی زشتی!)

2- فاصله سنيمون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)

3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)

4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)

5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)

6- من با خانمهای همکارم بيرون نمیرم. (يعنی:خيلی زشتی!)

7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)

8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)

9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)

10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)


آخرین سخنان داریوش بزرگ (وصیت نامه)


تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و.....بجای گذاشته اند بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت )ما می‌خواهیم با معرفی نکات برجسته تمدنهای گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.

در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمی‌در تمدن ایران باستان دارد را آورده ایم

اینک که من از دنیا می‌روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم  کشورها نیز در ایران دارای احترام می‌باشند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می‌روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می‌باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن بوجود نمی‌آید و غله در این انبارها چند سال می‌ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد  به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی ....
کانالی که من می‌خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشا ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن .
اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم می‌شوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می‌توانی سلطنت نمایی . همواره حامی‌کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی‌را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می‌توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی‌من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می‌کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد
زیرا سرنوشت آدمی‌این است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوار کن . هیچ کس در این جهان باقی نمی‌ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می‌آوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد  و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ؛ زیرا اگر دست ازآباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی‌شود بطرف ویرانی می‌رود . در آباد کردن ؛ حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت را فراموش نکن  و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی‌گویم واین اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می‌کنم مرگم نزدیک شده است .




شما خوشبخت هستید زیرا...


اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.




 
اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ،




 
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،




 
یا گرسنگى در امان بوده‌اید،





 
وضعیت شما از وضعیت ٠٠۵ میلیون نفر در دنیا بهتر است.




 
اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.



 
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،


اگر کفش و لباس دارید،


اگر تختخواب و سرپناهى دارید،


در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.


اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید،


شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.



 
اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید



 
1- یک کسى به فکر شما بوده است.


2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.


3- و .... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
عجیب ترین اشتباه مهندسی درکشور


 ابتدا و انتهاي پل جانبازان كه تاكنون حدود 3 ميليارد تومان براي آن هزينه شده، به دليل اشتباه مهندسي، 50 سانتي‌متر اختلاف سطح دارد و به هم نمي‌رسد!

پل جانبازان رشت كه قرار بود در سال 1386 به بهره‌برداري برسد هم اكنون در شرايطي به پيشرفت 72 درصدي دست يافته كه اشتباهات محاسباتي‌اش عجيب‌ترين رويداد مهندسي كشور را رقم زده است. اجراي اين پل  6/102 متري از چهارم تير ماه سال 1385 در دو جبهه كاري آغاز شد كه بنابر محاسبات مي‌بايست در پايان پروژه به يكديگر متصل مي‌شدند، اما هم اكنون و با وجود گذشت 2 سال اشتباهات محاسباتي مانع از اتصال طرفين پل به يكديگر شده است.

هم‌اكنون طرفين ابتدا و انتهاي پل در حالي براي اتصال به يكديگر نزديك شده‌اند كه تازه مشخص شده به دليل اشتباهات مهندسي اين اتفاق به دليل اختلاف سطح طرفين پل هرگز نخواهد افتاد. گفته مي‌شود اين اختلاف به نيم متر مي‌رسد كه در قوانين مهندسي عدد بسيار بزرگي به شمار مي‌آيد.

به گفته مهندسان سازه، طراحي اينگونه پل‌ها پس از سال‌ها اجرا در كشور به قدري ساده است كه حتي در توان دانشجويان مهندسي نيز هست و اين بر ابهامات مسئله بيشتر مي‌افزايد.

در اين رابطه هيچ مقام مسئولي در شهر رشت حاضر به اظهار نظر نيست و تنها محمود فريدوني شهردار رشت در اظهار نظري غيرمستقيم پيمانكار را مقصر معرفي مي‌كند. او معتقد است: «شركت طرف قرارداد اين پل در گذشته به تعهدات خود عمل نكرد و با اعمال مديريت جديد سعي ما بر اين است كه در كوتاه‌ترين زمان اين پل به بهره‌برداري برسد.»

فريدوني البته  نبود جرثقيل حمل نصب تجهيزات پل جانبازان از محل كارگاه ساخت تجهيزات اين پل در حوالي كوچصفهان تا رشت در گذشته را از جمله مشكلات عنوان كرده و مي‌گويد: «البته اين مشكل هم اكنون برطرف شده است».

اين توضيحات در حالي است كه جبار كوچكي‌نژاد، نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي، پل غيرهمسطح جانبازان رشت را لكه ننگي در اين شهر دانسته و همزمان رئيس مجمع نمايندگان گيلان مي‌گويد: «ساخت پل غيرهمسطح جانبازان رشت به دليل غيركارشناسي بودن هزينه زيادي به گيلان وارد كرده است.»

اسدالله عباسي انتقادهاي مردم و مسئولان نسبت به پل غيرهمسطح جانباران اين شهر را نيز وارد مي‌داند، اما با اين حال رييس شوراي شهر رشت هرگونه اظهارنظري در اين رابطه را مغرضانه توصيف مي‌كند.

محمدرضا قاسمي ‌به عنوان مدافع سرسخت اين پل كه طرفين آن دست كم 50 سانتي‌متر اختلاف سطح دارند حتي در پاسخ به نماينده مجلس، نه تنها پل را لكه ننگي براي اين شهر نمي‌داند بلكه از ساخت آن به عنوان سند افتخاري در عملكرد شهرداري رشت نام مي‌برد كه  انگيزه‌اي قوي براي ساخت تقاطع‌هاي همسطح و غيرهمسطح ديگر در اين شهر به وجود آورده است.

او حتي از منتقدان اين پل مي‌خواهد با دست برداشتن از اشكال‌تراشي‌ها و انتقادهاي غيرمنصفانه كمبود نقدينگي و عدم بهره‌مندي اين شهر از بودجه‌هاي ملي را برطرف كنند.

وي ادامه مي‌دهد: «موانع موجود بر سر راه پروژه‌هاي عمراني شهر باران با اشكال‌تراشي و انتقادهاي غيرمنصفانه برطرف نخواهد شد، بلكه كمبود نقدينگي و عدم بهره‌مندي از بودجه‌هاي ملي بزرگ‌ترين مشكل در مسير سازندگي رشت است.»

 تا به امروز براي اين پل 2 ميليارد و 700 ميليون تومان هزينه شده است اما با اتفاق پيش آمده برآورد مي‌شود دست كم يك ميليارد تومان به برآورد اوليه اضافه شود. كارشناسان امر معتقدند در صورت صرف اين هزينه پل جانبازان رشت گران‌ترين پل روگذر در تاريخ مهندسي كشور خواهد بود.

 


فکر می کنید این لاک پشت چرا اینطوری شده؟

لاک پشت بیچاره در زمانی که کوچک بوده وارد یک حلقه پلاستیکی شده که در اقیانوس شناور بوده و دیگه نتونسته ازش خارج بشه. در نتیجه این شکلی رشد کرده و دیگه توانایی لاکپشت در قایم شدن توی لاکش رو از دست داده و نه می تونه شکار کنه و نه دفاع. این تازه یک نمونه ست از قربانیهای بی

اقدام به فرار دو کودک عاشق پیشه آلمانی
 به آفریقا برای ازدواج با یکدیگر!
 

از چپ به راست: آنابل (عروس خانم) ، آنا لنا (خواهر عروس و شاهد ازدواج)

روز گذشته بی بی سی گزارش کرد که یک پسربچه شش ساله به نام میکا و نامزد پنج ساله اش به نام آنابل در حالی که قصد سفر به افریقا را برای ازدواج با یکدیگر در روز نخست ژانویه داستند، توسط پلیس متوقف شدند. این زوج در حالی قصد سفر بدون پاسپورت و هیچ پولی را داشتند، که برای مراسم ازدواجشان فکر همه چیز را کرده بودند! آنها یک شاهد رسمی به نام آنا لنای 7 ساله [خواهر آنابل] را به عروسی خود دعوت کرده بودند تا همراهشان در این سفر باشد.
این زوج اما پیش از آن که بتوانند، قصد خود را عملی کنند، در راه آهن هانوفر توسط پلیس متوقف شدند. این زوج جوان که بسیار عاشق یکدیگر هستند، دلیل انتخاب افریقا را برای ازدواج، گرم بودن آن بیان کردند. ایده ی این ازدواج رمانتیک در میهمانی خانوادگی جشن شب کریسمس شکل گرفت. زمانی که پسربچه ی داستان، میکا دو دختر دیگر را با گفتن داستانهایی از خاطرات تعطیلاتش به ایتالیا سرگرم کرد. صبح روز بعد اما اتفاق غیر منتظره ای رخ داد.

در حالی که همه ی اهل خانه در خواب بودند، سه کودک داستان، پس از حدود یک کیلومتر پیاده روی به ایستگاه ترم رسیدند. تنها زمانی که یکی از ماموران انتظامات متوجه شد، این سه کودک منتظر قطار برای فرودگاه هستند، پلیس خبردار و وارد عمل شد. اولین کاری که افسران پلیس کردند این بود که برای این بچه ها توضیح دادند بدون پول و بلیت آنها نمی توانند به جایی سفر کنند. در عوض به آنها اجازه دادند، بازدید کوتاهی از اداره پلیس انجام دهند، تا این که خانواده ی شان به آنها ملحق شود. آژانس خبری فرانسه می گوید: اگرچه فعلا برنامه ی ازدواجی در کار نخواهد بود، پلیس امکان رخ دادن این ازدواج عاشقانه را در افریقا و در آینده رد نکرد.



گربه هاي مهربان

جام جم آنلاين: پليس در شهر «مسيونيس» آرژانتين پسر بچه يك ساله اي را در در جمع چندين گربه ولگرد كه ته مانده غذاي خود را با او قسمت كردند و او را گرم نگه داشتند ، پيدا كرد.

 به گزارش ديلي تلگراف ، اين پسر بچه يك ساله كه روزها بود گم شده بود توسط يك افسر پليس در حالي پيدا شد كه در كف يك جوي فاضلاب افتاده بود و جمعي از گربه هاي ولگرد او را ليس مي زدند و او را گرم نگه داشته بودند.

اطراف اين پسر بچه مقداري پس مانده غذا بود كه گربه ها برايش جمع كرده بودند.
به گفته اين افسر پليس او وقتي به اين بچه نزديك شدم و او را پيدا كردم گربه هاي اطرافش به من حمله كردند و نمي گذاشتند به او نزديك شوم. گربه ها دور او جمع شده بودند و او را گرم مي كردند. من حدس مي زنم گربه ها كاملا متوجه شده بودند كه اين كودك نياز به مراقبت دارد و بايد از سرما حفظ شود.
به گفته پزشكان گرماي بدن گربه ها اين كودك را از سرما و يخ زدگي نجات داده است ، سرمايي كه مي توانست او را بكشد.
پدر اين كودك كه يك بي خانمان است به پليس گفت چند روز پيش كودكش ناگهان ناپديد شده بود و نتوانسته بود او را پيدا كند



روش هایی برای فتح کردن قلب یک مرد

 

این موضوع حقیقت دارد كه امروزه بیش از هر زمان دیگر مردان عجله‌ای برای متعهد گشتن به یك رابطه درازمدت از خود نشان نمی‌دهند.

هنگامی كه از مردان در مورد علل این مسأله پرسش می‌شود، آنها معمولاً چندین دلیل گوناگون را برای عدم آمادگی‌شان برای ازدواج مطرح می‌سازند. اما در كل 4 عامل عمده وجود دارد كه تأثیر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن به تعهد درازمدت ازدواج اعمال می‌كنند:

1 - مردان با فشار اجتماعی كمتری برای متأهل شدن مواجه هستند. بنابراین یك عامل برای تن دادن به ازدواج در مردان عملاً حذف می‌شود.

2 - مردان از پیامدهای احتمالی عدم موفقیت‌آمیز شدن رابطه وحشت دارند. رنج‌های عاطفی حاصل از جدایی می‌تواند برای مردان ویرانگر و طاقت‌فرسا باشد. از طرفی آنها بیشتر نگران ریسك خسارات مالی كه احتمال دارد هنگام جدایی و طلاق متحمل آن گردند، نیز هستند.

3 - این در سرشت و طبیعت مردان است كه هر چیزی را كه موجب تغییر عمده و جدی در زندگی‌شان می‌شود را به تأخیر اندازند. ازدواج تا حدودی آغاز مشكلات یك مرد است. خواه مردان امروزی به این گفته اعتقاد داشته باشند و یا خیر، مردان تمایلی به خروج از منطقه آسایش و فراغ خاطر خویش و گام نهادن به یك زندگی مملو از مسئولیت، سازش و از خودگذشتگی را ندارند.

4 - مردان هنگامی تن به ازدواج می‌دهند كه مطمئن شوند بهترین گزینه ممكن را انتخاب كرده‌اند. تعداد معدودی از مردان همواره در این اندیشه‌اند كه: نكند سر و كله یك دختر بهتر در زندگی آنها پیدا شود. اما چگونه می‌توان مردان را پای‌بند یك رابطه درازمدت و تعهدآور ساخت؟



9 روش برای دستیابی به این منظور و این كه قلب یك مرد را فتح كنید به قرار زیر است:

1 - آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید كه مردی كه برگزیده‌اید را دوست داشته و می‌خواهید باقی عمر را با وی سپری كنید.

بنابر این تا زمانی كه كاملاً متقاعد نشده‌اید كه برای یكدیگر مناسب هستید، اندیشه تعهد و ازدواج نباید به ذهن شما خطور كند. شناخت شما از همسرتان باید به حدی باشد كه قادر به تعیین این موارد باشید كه وی قادر به متعهد شدن می‌باشد. او برخوردار از بسیاری از ویژگی‌ها و صفاتی است كه شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو می‌كردید. شخصیت او شما را ملزم به احترام و ستایش می‌گرداند. او قبلاً در آزمون‌ وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران سربلند بیرون آمده است و آن كه باید مطمئن گردید كه وی شما را حقیقتاً دوست دارد.

2 - همواره همان فردی باشید كه هستید و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهمترین خصلتی باشد كه مردان در زنان جستجو می‌كنند. 99 درصد از مردان در نظر‌سنجی‌های گوناگون این گونه اظهار داشته‌‌اند كه زنانی كه شخصیت‌شان پس از ازدواج دستخوش تغییر می‌شود در ردیف نخست فهرست علل جدایی‌ها پس از ازدواج آنها قرار می‌گیرند.

پافشاری در رفتاری كه در آن زنان به منظور اهمیت بخشیدن به مرد خود، مرتباً با او سازش كرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری می‌كنند و یا به لطیفه‌های بی‌مزه او می‌خندند، هیچ‌گاه نتیجه‌بخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان كردن شماست.

3 - به او نشان دهید كه استقلال دارید. مردان از زنانی كه به عقب تكیه می‌دهند و منتظر می‌مانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را به دست گیرد، بیزار هستند. نشان دهید با آن كه شما از ایده‌های او استقبال می‌كنید، بدون او نیز توانایی به انجام رسانیدن كارها را دارید.

هر گاه برنامه خرید خانه‌ای را در سر دارید آن را به پس از ازدواج خود موكول نسازید. زیرا این عمل موجب می‌شود مرد این گونه برداشت كند كه شما شخصیت مستقلی ندارید.

4 - به او نشان دهید كه فردی مهربان و دوست‌ داشتنی هستید. شاید شگفت‌‌انگیز به نظر آید: یك مرد به دختری نیاز دارد كه او را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان كه استقلال فردی به زنان قدرت می‌بخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری، مردان را دلسرد می‌كند.

مردان این گونه زنان را بی‌احساس، بی‌عاطفه و ناتوان در عشق‌ورزی تلقی می‌كنند. بنابراین همان طور كه زنان نیاز دارند استقلال فردی خود را به مردان نشان دهند باید مشخص كنند كه دارای میل وافری برای قسمت كردن عشق خود با مرد زندگی‌شان هستند.

5 - نشان دهید كه او را دوست دارید. علاقه‌مندی به خویشتن حقیقی او نه برای آنچه او می‌تواند برای شما فراهم آورد. بسیاری از مردان در پاسخ به این پرسش كه چه چیزی پیش از ازدواج برای آنها حائز اهمیت است، پاسخ داده‌اند كه: اطمینان یافتن از آن كه دختر مورد علاقه آنها را دوست داشته باشد برای آنچه كه هستند و نه وسیله‌ای برای دستیابی به هدف.

هیچ مردی دوست ندارد احساس كند كه دختر مورد علاقه‌اش به این علت او را برگزیده‌ كه: او یك تأمین‌‌كننده معیشت مناسب، یك شهروند نمونه و یا حتی یك پدر خوب بالقوه است. تمام این مسائل برای مردان اهمیت دارد اما یك مرد زمانی كه متوجه می‌شود یك دختر به این علت او را برگزیده كه او بهترین دوست او بوده است بسیار خرسند می‌شود.

دختری كه همواره در كنار همسر خود باقی بماند صرف نظر از موقعیت و اوضاع مرد خود اما چگونه می‌تواند به این امر نائل آید؟ به زندگی او علاقه نشان دهید همچنین به علاقه‌مندی‌ها و ارزش‌هایی كه او در زندگی قائل است. درباره شغلش صحبت كنید اما بیشتر به جنبه‌های معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه كنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیك شخصیتی و اخلاقی او سخن گویید.

6 - برای آن كه او را به دنبال خود بكشانید برایش نقش بازی نكنید. مردان كاملاً از بازی‌هایی كه زنان به آنها روی می‌آورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاهند. حتی ممكن است مردان اغواگردیده و برای پیروزی در بازی‌های شما به هر عملی دست بزنند. اما هیچ‌گاه متعهد به شما نخواهند شد.

البته عده معدودی هم بر این باورند هم صحبت شدن با دیگران برای برانگیختن حس حسادت ممكن است برای مدت كوتاهی كار‌ساز باشد. اما او چگونه می‌تواند به شما اعتماد كند؟ هنگامی كه شما را دسیسه‌گر بپندارد؟ حتی اگر شیفته شما باشد. هنگامی كه كوچكترین شبهه‌ای در اعتماد و صداقت شما داشته باشد از متعهد شدن هراس خواهد داشت.

7 - نشان دهید كه قصد تغییر دادن او را در سر ندارید. هر گاه یك مرد احساس كند كه تعهد به یك دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبك زندگی او می‌شود، سرسختانه‌ برای متعهد شدن از خود مقاومت نشان خواهد داد. حتی اگر عاشق آن دختر باشد.

نشان دهید كه قادر به سازش با او هستید. نشان دهید از آن كه او بدون حضور شما برای تماشای فوتبال یك شب را با دوستان خود بگذارند، اعتراضی ندارید، كاری نكنید كه احساس كند اكنون باید از وقت خود كمال استفاده را ببرد. زیرا زندگی او پس از ازدواج تغییر خواهد كرد.

8 - به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست كه شما مانند یك مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن كنید كه بیانگر بهترین صفات شما و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حركت كرده و رفتار كنید.

9 - طوری وانمود نكنید كه برای ازدواج شتابزده‌اید، ممكن است شما تصور كنید او تاكنون وقت زیادی را برای تصمیم‌گیری در مورد شما سپری كرده است. اما آرامش خود را حفظ كنید! این ممكن است خبر نویدبخشی باشد. ممكن است او می‌خواهد مطمئن شود كه یك تصمیم معقول و صحیح اتخاذ كرده است.

خود را شتابزده و ناشكیبا نشان ندهید. با خیال آسوده به زندگی روزمره و عادی خود ادامه دهید. هیچ‌گاه به یك مرد پیشنهاد ندهید كه به ملاقات والدین شما بیاید و یا بالعكس. مگر آن كه خود خواهان باشد. بهتر است اجازه دهید این تصمیم را خود اتخاذ كنند.

به خاطر داشته باشید هدف شما فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیم است. ضمن این كه فضا و فرصت كافی و مورد نیاز را نیز در اختیار او قرار دهید.

 



برندگان جوایز گلدن Golden Goleb + عکس های کامل مراسم


رنده شماره یک کیت وینسلت و دریافت دو جایزه از این مراسم

دریافت جایزه بهترین هنرپیشه نقش اول زن برای بازی در فیلم جاده انقلابی

دریافت جایزه بهترین هنرپیشه نقش دوم زن برای بازی در فیلم خواننده

 

میکی رورک برنده بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم کشتی گیر

بهترین هنرپیشه نقش اول مرد هیس لیجر برای بازی در فیلم شوالیه تاریکی

بهترین هنرپیشه نقش دوم مرد جان آدامز برای بازی درسریال تام ویلکینسون

بهترین هنرپیشه نقش دوم زن روکونت برای بازی در سریال لارا درن

بهترین هنرپیشه زن آنا پاکویین برای بازی در سریال خون واقعی

بهترین فیلم انیمیشن واله

بهترین هنرپیشه نقش اول زن سالی هاوکینزبرای بازی در فیلم سرخوش

بهترین فیلم خارجی والس با بشیر

بهترین هنرپیشه زن لارا لینی برای بازی در سریال جان آدامز

بهترین فیلم نامه سایمون بیوفوب برای فیلم میلیونر زاغه نشین

بهترین هنرپیشه  مرد پل جیاماتی برای بازی در سریال جان آدامز

بهترین سریال تلویزیونی کمدی موزیکال به نام راک 30

بهترین موسیقی فیلم آی ار رحمان برای فیلم میلیونر زاغه نشین

بهترین هنرپیشه زن برای سریال تلویزیونی تینا فی

جایزه افتخاری سیسیل برای استیون استیلبرگ

بهترین کارگردانی دنی بویل برای فیلم میلیونر زاغه نشین

بهترین هنرپیشه نقش اول مرد در بروژر برای بازی در فیلم کالین فارل




طنز گلشیفته فراهانی افشا می کند + 2 عکس جدید

در جراید آمده است:

- فروش عروسک گلشیفته فراهانی از فروش عروسک‌های دارا و سارا و عروسک‌های باربی پیشی گرفت.

- از گلشیفته فراهانی برای اجرای برنامه‌ی زنده‌ی ماه رمضان سال آینده شبکه سه، دعوت بعمل آمد.

- آلبوم جدید جواد یساری، با نام «گلشیفته سبزی فروش، بعله» به بازار آمد.

- «علی دایی» از گلشیفته فراهانی برای حضور در تیم ملی دعوت کرد.

- جایزه‌ی صلح نوبل به گلشیفته فراهانی تعلق گرفت.

- کارخانه‌ی پشم شتر «قشنگ دره»، از گلشیفته فراهانی برای بازی در آگهی بازرگانی دعوت کرد.

- گلشیفته فراهانی، دبیر جشنواره فیلم “زن، حیا، سینما” شد.

- گلشیفته فراهانی: “‌خواستم نشان بدهم که گیس بریده نیستم و اندازه‌ی دم خر مو دارم.”

- گلشیفته فراهانی: “یه شب دیکاپریو اومد به خوابم. گفتم بذار دستتو ببوسم.”

- گلشیفته فراهانی: “دفتر هالییوود را در ایران راه اندازی خواهم کرد.”

- گلشیفته فراهانی: ” ‌خواستم ایمان مردم را آزمایش کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “شاید در انتخابات شرکت کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “همه‌اش فیلم بود به خدا. واقعی نبود که.”

- گلشیفته فراهانی: “اون عکسا را با نرم افزار FIFA 2008 درست کرده‌اند.”

- گلشیفته فراهانی: “رفیق بد و ذغال خوب…”

- گلشیفته فراهانی: “مهم دل است.”

- گلشیفته فراهانی: “ما هنرمندان، متعلق به همه‌ی مردم هستیم.”

- گلشیفته فراهانی: “روسری‌ام را شسته بودم، پهن کرده بودم روی بند. هنوز خشک نشده بود.”

- گلشیفته فراهانی: “از معلم کلاس اولم که مشوقم بود تشکر می‌کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “کاش «ملاقی‌پور» زنده بود و این افتخار را می‌دید.”

- گلشیفته فراهانی: ” «قلمراد» از من خواستگاری کرده است.”

- گلشیفته فراهانی: “اقدام من یک فوتینای بزرگ به سانسور بود.”

- گلشیفته فراهانی: “شاید یک روزنامه و حزب افتتاح کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “سایت «Google» از من بخاطر افزایش سرچ مردم ایران تشکر کرد.”

- گلشیفته فراهانی: “من گلشیفته فراهانی ۱۸+ سال دارم.”

- گلشیفته فراهانی: “باید سینمای دینی را تقویت کرد.”

- گلشیفته فراهانی: “خواستم نشان بدهم که هیچ شامپویی، شامپو تخم مرغی‌های داروگر نمی‌شه.”

- گلشیفته فراهانی: “این که چیزی نیست. دارم براتون.”

- گلشیفته فراهانی: “اصلاً به کسی چه مربوط؟“

- گلشیفته فراهانی: “لیاقتتون همون «حسن گلاب» کچل است.”

- گلشیفته فراهانی: “اگه میتونی منو بگیر!”

- گلشیفته فراهانی: “حالا که فهمیدم چهار تا شوید مو، اینقدر توجه مردم را جلب می‌کنه، می‌خواهم بروم همه جای بدنم مو بکارم.”

- گلشیفته فراهانی: “تا وقتی زنده‌ام نمیگذارم مردم با عکس یانگوم حال کنند.”

- گلشیفته فراهانی: “صد بار به «فرج الله سلحشور» گفتم که اجازه بدهد من نقش زلیخا را بازی کنم؛ ولی قبول نکرد."


Eshgh + Servat + Movafaghiyat





 
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

 



بازگشت هدیه تهرانی به سینما پس از سه سال بعنوان صداپیشگی انیمیشن 1500

 

مدت‌هاست که از هدیه تهرانی خبری در سینمای ایران نیست. چند فیلم آخر او از جمله «نیوه‌ مانگ»، «شبانه»،

«نسل جادویی» و «فرزند صبح» رنگ پرده را ندیده‌اند و آخرین حضور بسیار موفق او را در سینمای ایران،

فیلم «چهارشنبه سوری» به حساب می‌آید.

در چند سال اخیر او اغلب پیشنهادهای حضور در فیلم‌ها را رد کرده است. این در حالی است که بسیاری اعتقاد دارند

او هنوز یکی از وزنه‌های مهم سینمای ایران به حساب می‌آید. اما خبر رسیده که هدیه تهرانی به عنوان یکی

از صداپیشگان فیلم سینمایی 1500 به توافق رسیده است.

به این ترتیب شاهد حضور دوباره هدیه تهرانی، هر چند نصفه و نیمه و در پناه نقاشی متحرک، در

این انیمیشن پر ستاره خواهیم بود.




ادامه دارد ...

 

ادامه ...


Va In ham Chand Ax Az Aghaze Sale Miladi 2009


 

سال 2009 ميلادي اين روزها در شرايطي آغاز شده است كه رژيم صهيونيستي با حمايت امريكا و برخي سران كشورهاي غربي و عربي به قتل عام مردم مظلوم فلسطين در غزه ادامه مي دهد. با اين حال،‌ بنا به سنتي ديرينه، مردم كشورهاي مختلف با جشن و نورافشاني به استقبال سال جديد ميلادي رفتند. تصاويري از اين مراسم را در شهرهاي مهم جهان مي بينيد. گزارش: محمدرضا نادري عكس: خبرگزاريها

هزاران نفر در ساحل "كوپاكابان" در شهر ريودوژانيرو برزيل با آتش بازي و نورافشاني به ورود سال 2009 ميلادي خوش آمد گفتند. اين مراسم البته سه زخمي هم به ارمغان آورد. عكس: فرانس پرس


ميدان تايمز نيويورك ميزبان مراسم آغاز سال نو در مقر امريكايي سازمان ملل بود. "بيل كلينتون" رييس جمهوري سابق امريكا و خانواده اش از شركت كنندگان اين مراسم بودند. عكس: رويترز


اسلواكها در شهر براتيسلاوا پايتخت اسلواكي سال نو را با دريافت نخستين اسكناسهاي يورو كه از ابتداي امسال در كشورشان به عنوان عضو اتحاديه اروپا رواج مي يابد ، جشن گرفتند. عكس: رويترز


ساعت معروف «بيگ بن» لندن پايتخت انگليس امسال مثل سالهاي گذشته ، پيشقراول غيرقابل بحث آغاز سال جديد بود. عكس: رويترز


مردم مادريد پايتخت اسپانيا هر سال لحظه تحويل سال را با حضور در ميدان "دروازه خورشيد" جشن مي گيرند. با نواختن 12 ضربه به هر يك از آخرين ثانيه هاي سال ميلادي قبل، آنان يك حبه انگور مي خورند تا در سال جديد خوشبخت باشند. وقتي آخرين ضربه نواخته شد، سال جديد با نورافشاني و آتش بازي آغاز مي شود. عكس: افه


پاريس پايتخت فرانسه همچون هميشه با نورافشاني باشكوه "شانزه ليزه" با حضور مردمي كه خواب نداشتند، به استقبال سال جديد ميلادي رفت. عكس: رويترز


بيش از يك ميليون نفر در مراسم سال نوي ميلادي بين ميدان و بناي يادبود "پيروزي" در شهر برلين پايتخت آلمان شركت كرده بودند. آتش بازي منظره اي ديدني در دروازه براندنبورگ ايجاد كرده بود. عكس: افه


"آكروپليس" آتن پايتخت يونان نيز كه از شهرتي جهاني و قدمتي تاريخي برخوردار است، همچنان پس از قرنها به ورود سالي تازه خوشامد مي گويد. عكس: آسوشيتدپرس


كوالالامپور پايتخت مالزي در جنوب شرقي آسيا نيز سال 2009 ميلادي را خوشامد گفت. تصوير، برجهاي پتروناس را كه طي سالهاي 1998 تا 2003 بلندترين برجهاي جهان به شمار مي رفتند، نشان مي دهد. پس از آن برج 101 تايپه در تايوان بر آنها پيشي گرفت. عكس: فرانس پرس


سنگاپور همسايه مالزي هم در خليج مارينا به استقبال سال نو رفت. عكس: افه


دهها ژاپني با فرستادن بادكنكهاي شفاف به هوا ورود سال جديد ميلادي را در معبد بودايي"زوجيجي" ساخته شده در سال 1393 ميلادي جشن گرفتند. عكس: رويترز


تايپه پايتخت تايوان هم با آتش بازي از طريق برج 101 تايپه كه داراي 106 طبقه با تاجي به ميزان 509 متر ارتفاع است، به استقبال سال جديد رفت.اين برج اكنون دومين برج بلند دنيا است. عكس: رويترز


مردم كره جنوبي با نواختن تنبور سنتي در سئول – پايتخت - به 2009 خوشامد گفتند. عكس: رويترز


تصويري ديدني از آتش بازي و نورافشاني به مناسبت فرارسيدن سال نو در سيدني استراليا در حالي كه ساختمان اوپرا هم در عكس ديده مي شود. بيش از يك ميليون نفر شاهد انفجار و نورافشاني 120 هزار فشفشه در اين مراسم بودند. عكس: رويترز


بيشكك پايتخت قرقيزستان در آسياي ميانه هم تلاش كرد از قافله عقب نماند. در تصوير، "پاپا فروست" يا همان بابانوئل را پيشاپيش رژه آغاز سال نو مي بينيد. گزارش: رويترز


IRAN Az Negahe Yek AMRICAI


 

سفر ما به ایران به ما یک نگاه کلی میدهد ،  جایی که دیوار نوشته ها چنین معنی می دهند ، مردم هنوز رفتار دوستانه دارند .
این یک آلبوم عکس کوچک از دید یک گردشگر است در مورد بعضی مردم ، مکان ها و لحظه ها ، که من را در این سفر محظوظ کردند

465212.jpg  

همانطور که در کشور من با مسافران کشور های اسلامی رفتار می کنند ، آنها من را در فرودگاه انگشت نگاری کردند .

5487.jpg

ریک و سایمون ناگهان شگفت زده شدند از اینکه هواپیما پر از ایرانی ها بود و اینکه به همه چاقوی فلزی داده بودند !

 

iran_0276.jpg

ما به دنبال محلی ها می گشتیم و آنها از ما استقبال می کردند . ایرانی ها ما را به همان اندازه جالب (و گیج کننده) یافتند که ما آنها را...!

 


655001.jpg

صبحانه در یک روستا : یک جعبه ی دستمال کاغذی همیشه روی میز قرار دارد . نان به صورت بسته بندی می آید تا در ابن دنیای آلوده ، تمیز بماند . همیشه از قهوه ی فوری استفاده می شود . هندوانه ی آبدار هم در هر وعده زینت بخش سفره است .

 

55412011.jpg

زمانی که انسان در هنگام عبادت به کمی راهنمایی مذهبی نیازمند است ، فلشی بر روی سقف اتاق های هتل، به سمت قبله اشاره می کند .

 

2122560.jpg

ایرانی ها دائما به یاد صدقه دادن هستند. درجعبه مناسب آن در کنار تمام خیابان ها پول زیادی برای نیاز های اجتماعی جمع آوری می شود .

 

87778.jpg

در سرزمینی با تعداد توریست های کم ، بعضی وقت ها وجود یک هتل و رستوران توریستی خوب است .
 

6565501.jpg

ایرانی ها دوست دارند رستوران هایشان را با پرچم تزیین کنند . پرچم ما کجاست ؟ من فقط ستاره و راه راه روی یک دیواره ی بی روح سیاسی

می بینم !


65656640.jpg

ایران دقیقا خالی از نوشیدنی است . آنها یک نوع نوشیدنی غیر الکلی مصرف می کنند که طعم شراب دارد و مشابه آن است .

 


 

6556540002.jpg

رستوران های ایرانی:عموما فقط، آنها انعام می گیرند . اگر بخواهید به طور مجلل غذا بخورید ، با یک خانواده دوست شوید ، تا آنها شما را به خانه ی خود دعوت کنند ! اگر آنها دوستان ثروتمندی باشند بهتر است ! ما از یک مهمانی ، در یک خانه ی دوست داشتنی در شیراز، با مهمان نوازی فراوان لذت بردیم.


88726105.jpg

مثل دانش آموزان دختر در هرکجای دیگر ، این ها هم اردو را دوست دارند .
وقتی دوربینی بیرون می آید ، آنها سریعا روسری هایشان درست می کنند تا موقر و باحیا باشند .

 

00254120.jpg

دختر ها ، موقرانه (و با اجازه معلمانشان) با ما عکس گرفتند 

 

665001.jpg

مانکن ها در ویترین فروشگاه های بزرگ ، حتی از قسمتی که مثلا سر آنها است ، پوشیده شده اند .


 

 

989.jpg

حتی مترسک ها هم با حیا لباس پوشانده شده اند ... به رنگ سیاه

 


Chanta Ax Ke Marbot Be Ghame Zani Baraye Emam Hosein Hast Mikham Baraton Bezaram Ke Khodam Vaghti Didam Kolli Asabam Khord Shod Be khoda Khode Emam Hosein Razi Nist Inha In kararo Konan Vaghean Ye Mosht Adame Aghab Monde Hastan.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


طهران ديروز و تهران امروز از يك زاويه ثابت 1

                     ميدان هشت گنبد سال 1325                                ميدان حسن آباد سال 1385

         خيابان پهلوي سه راه زعفرانيه سال 1342                  خيابان وليعصر سه راه زعفرانيه سال 1385

               فروشگاه فردوسي سال 1340                                           تعاوني شهر و روستا سال 1385

              درب مجلس شوراي ملي سال 1325                            درب قديم مجلس شوراي اسلامي سال 1385

                 ميدان ارك سال 1341                                                             ميدان ارك سال 1385

                 سردر باغ ملي سال 1326                                     سردر موزه باغ ملي سال 1385

 

                ميدان مخبر الدوله سال 1332                                           ميدان استقلال سال 1385

 

                  خيابان پهلوي سال 1334                                                خيابان وليعصر سال 1385

 

                اداره پست مركزي سال 1325                                     موزه پست و مخابرات سال 1385

 

              بانك بازرگاني ميدان سپه سال 1325                         بانك تجارت ميدان امام خميني سال 1385

  

      ميدان شهياد سال 1345                            ميدان شهياد سال 1349                 ميدان آزادي سال 1385

 

 Khob Akhar Sar Ham Yek Dastan Baraton Mizaramo Dige Vase Endafe Basse Fek Konam Vase Yek Mah Bas Bashe :D

 

به نام خدا

آخرین خیانت

 

دانلود داستان

عرقبه های ساعت روی دوازده بود ، رخساره سه ساعت دیر کرده بود ، حواسم پرتش شده بود ، حالم  بد بود ، هیچ وقت اینکارو نمی کرد ، نگرانش شده بود ، یعنی کجا می تونست رفته باشه ، چرا موبایلش خاموش بود ؟؟؟ با خودم کلنجار می رفتم که در رختکن باز شد و دختری بیست و دو ساله اما پیر ، با ست مشکی ، موهای سیاه و شلخته روی پیشانی ، بینی که با ظرافت طراحی شده ، لب های کشیده ، سرخ و جذاب ، صورت زیبا با یک جفت چشم مشکی و گیرا  که به عادت همیشگی کیفش را در مچ دستش داشت و به زمین کشیده می شد داخل آمد ، آره خودش بود ، رخساره بود با مرجان دختر خالش اما چرا  پریشان ؟ از یه چیزی ناراحت بود ،انگار غم دنیا تو دلش بود ، چهره اش از غم بزرگی صحبت می کرد که من از اون بی خبر بودم ،  بدون مقدمه با چشم خیس گفت نرگس و اومد تو بغل من و زد زیر گریه ،  نمی دانم یا نمی خواستم بدونم که مرجان چی می گه ، مرجان رو کنار زدم  ، سانس جدید در شرف شروع بود ، به رخساره کمک کردم تا لباس هاش عوض کنه ، با هم رفتیم کنار استخر ، هنوز پای چشماش خیس بود شروع به صحبت کرد :

"از انتهای کوچه یک جوان بیست و سه ساله ، قدی بلند ، هیکل ورزشکاری که می شد حدس زد که کشتی کار است  ، صورت کشیده ، موهای بلند و مشکی ،  ابروی پیوندی ، بینی قلمی ، با یه دم موش که زیر لبهای کشیده اش خود نمایی می کرد با دو تا چشم  قهوه ای روشن می رفت طرف یک ماشین دوو  ، تا چشمش به رخساره افتاد در ماشین بست و اومد طرف رخساره ،  تعارف کرد که برسونش اما رخساره مثل همیشه اون پس زد و به راهش ادامه داد ، رامین دوباره به هدفی که چند سال دنبالش بود نرسید ، در این سالها هیچ گاه نتوانست حسی را که در قلبش راجع به رخساره دارد به او بگوید ، تمام این هفت سال ، تمام مدتی که می توانست راجع دختر فکر کند ، همیشه چهره رخساره جلوی چشمش بود ، اما هیچ گاه نتوانسته بود حرف دلش را به زبان بیاورد ، نالان  سوار ماشین شد و رفت .

 رخساره همراه دوستانش قرار گذاشته بودند که آخر ماه با کاروانی که از محلشون به مشهد میرود  همسفر شوند و به پابوس امام رضا (ع) بروند .  فقط چند ساعتی به حرکت قطار مانده بود ، رخساره از خانواده اش خداحافظی کرد و با دوستانش به راه آهن رفتند ، نیمه های شب بود که قطار به مشهد رسید ، هنگام پیاده شدن از قطار رامین ، رخساره را دید ، چند ثانیه به هم خیره ماندند ، اما رخساره مثل همیشه راهش کشید  و رفت ، خلاف همه که به محل سکونت برای استراحت رفته بودند ، رامین به حرم امام رفت ، با دیدن صحن امام بغض چند ساله اش ترکید ، مثل ابر بهار گریه می کرد و با امام خویش نجوا ، ساعتی بهمین منوال گذشت ، رامین مانند مردی که بار یک عمر زندگی از روی دوشش برداشته شده بود سبک و امیدوار به مسافر خانه رفت ، گویی ب کارش ایمان داشت و می دانست اما سفرش را         بی پاسخ نمی گذارد .

 روز آخر هنگامی که کاروان برای آخرین بار زیارت رفته بود ، رامین در حیاط حرم با امام مناجت و درد دل می کرد  که دختری از جلوی چشمش گذشت ، رخساره بود که این بار تنها برای زیارت آمده بود ، رامین با چشمی که اشک در آن حلقه زده بود از او خواست تا به حرف هایش گوش کند ، می خواست مزد سفرش را بگیرد  ، رخساره بی اراده و انگار ایستادنش در اختیارش نبوده باشد ایستاد و نا خواسته به حرف های رامین گوش می داد ، رامین از عشق چند ساله اش برای رخساره گفت ، از اینکه حسی که به رخساره دارد فقط از روی نیاز است و نه هوس ، او همزاد و نیمه گمشده اش را در وجود او پیدا کرده ، رامین ادامه داد : من از زمانی  که خودم را شناختم دنبال تو بودم ، اما هیچ گاه نتوانستم حرفم را با تو بزنم ،  گفت تنها دختر زندگی من هستی  و کسی نخواهد توانست جای او را بگیرد ، رامین از چنان عشقی به رخساره سخن می گفت که رخساره حتی نمونه آن را نیز در داستان ها نخوانده بود ، رامین  می گفت و رخساره گوش می کرد اما این بار با اشتیاق ، هر چند کم ، آخر رامین دوباره شماره را به رخساره داد و دست رخساره بی اراده شماره را از دستان رامین ربود . آن شب تا صبح را رامین نخوابید ، نمی خواست این پیروزی ، موفقیت و رسیدن به عشقش و این آینده نا پایدار زندگی را با خواب که زود گذر است عوض کند ، تا صبح به رخساره ، به ازدواج، به زندگی فکر می کرد ، اما هنگامی که در رویا ، رخساره را در بستر خود می دید ،  نا خود آگاه هواسش را پرت چیزی می کرد که به خود بقبولاند که دوست داشتن او از سر هوس نبوده و زود گذر   نخواهد بود  .

چند روزی از ماجرا گذشت و رامین با آنچنان لذتی بیگانه با خود از آینده ای زیبا می سرود و با خوشحال مفرط به همه چیز امیدوار ، در همین احوال موبایل رامین زنگ خورد ، شماره ای   نا آشنا ، رامین تا به حال این شماره را ندیده بود اما یک حس  عجیب با رامین این گونه        می گفت که رخساره پشت این خط انتظار صحبت با او را می کشد ، رامین موبایل را جواب داد ، براستی دل هیچ گاه دروغ نمی گوید ،. انتظار چند ساله رامین به پایان رسیده بود و او با کسی که سالیان دراز انتظارش را می کشید هم صحبت شده بود .

یک ماهی بهمین منوال گذشت ، رخساره کم کم توانسته بود باور کند که رامین همان مردی است که او هر شب در رویایش با اسب سفید می بیند که از دور می آید و او را سوار بر ترک خود می کند و تا رسیدن به ماه همسفرند ، رامین هم فهمیده بود که در انتخاب خود دچار اشتباه نشده و رخساره همان شاهزاده قصه هاست که این بار ظاهر شده است . رامین جریان را با خانواده اش در میان گذاشته بود ، از آنجایی که رامین مستقل بوده و از خانواده اش هیج گونه کمکی در زندگی نخواسته بود و خانواده نیز پسرشان را کامل می شناختند بدون هیچ مخالفتی از این موضوع استقبال کردند . رامین و رخساره هر روز و هر لحظه بیشتر به هم وابسته می شدند ، دیگر طاقت دوری هم را نداشتند ، رامین به رخساره  قول داده بود که سال آینده هنگامی که رامین توانست هزینه یک زندگی را فراهم کند ، به خاستگاری او بیاید .

رخساره از این موضوع به خانواده اش هیچ چیز نگفته بود ، زیرا نمی خواست با این کار برای معشوقه اش مشکلی پیش بیاید . تقریبا یک سالی از موضوع می گذشت ، همه جیز به خوبی پیش می رفت رخساره و رامین تمام حرف های خود در مورد چگونگی ازدواج ، بعد از آن زده بودند. رامین و رخساره بهم قولی داده بودند که حتی اگر بنا بر اتفاق یکی از آن ها مرد دیگری تا پایان دننیا انتظارش را بکشد . عید قرار شد که رخساره با خانواده به جنوب برود و رامین تنها به شهر خودشان ، رخساره و رامین در روز خداحافظی هر دو درگیر حس غریبی شده بودند ، اما از بازی سرنوشت  ،  بی خبر با هم خدا حافظی کردند .

نیمی از ثلث اول بهار می گذشت ، رخساره به تهران آمده بود ، اما چیزی که رخساره را اذیت می کرد بی خبری از رامین بود ، تقریبا از روز سوم سفر رامین دیگر با رخساره تماس نداشت ، رخساره هم هر چه تلاش می کرد  که با رامین تماس بگیرد نمی توانست ، زمانی که رخساره به تهران رسید چندین بار با منزل رامین تماس گرفت ، اما هر بار با یک جواب سر بالا روبرو می شد ، اما این جواب ها برایش قابل قبول نبود ، یعنی چه بر سر رامین آمده ، چه اتفاقی برای او افتاده که بی خبر رفته و کسی هم جواب من را درست نمی دهد . هر روز که از این ماجرا می گذشت رخساره به رامین   بی تفاوت تر ، فکر اینکه رامین بخاطر هوس با او بوده و حال که به خواسته اش رسیده ، به او خیانت کرده و رفته لحظه ای رخساره را تنها نمی گذاشت ، در فکرش این خیال می گذشت که چرا رامین جوابش را نمی دهد ، اگه از رابطشون سیر شده ، اگه کس دیگه ای را پیدا کرده چرا من از بلا تکلیفی در نمیاره ، روز ها ی سختی انتظار رخساره جوان را می کشید



ادامه...



در آمريکا دختر شايسته ايالت اينديانا، تاج دختر شايسته آمريکا برای سال ۲۰۰۹ را در پايان رقابتی که سابقه آن به هفتاد و پنج سال پيش باز می گردد به سر گذاشته است.

او، کيتی استام، بيست و دو ساله، دانشجوی ارتباطات و مخابرات در دانشگاه ايندياناپوليس است، و آرزو دارد مجری برنامه های تلويزيونی بشود.

وی که بر پنجاه و يک رقيب پيروز شده است ضمن دريافت جايزه ای پنجاه هزار دلاری، در مقام دختر شايسته آمريکا، در سال جاری و به خرج موسسه برگزار کننده اين مسابقه سفرهایی متعدد به نقاط مختلف جهان خواهد داشت.
 
چيستيتی هاردمن، دختر شايسته ايالت جرجیا که مقام دوم را کسب کرد با يک بورس تحصيلی بيست و پنج هزار دلاری رقابت را پشت سرگذاشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




Lion + Tiger = Liger

دانشمندان با پیوند دادن شیر نر با ببر ماده حیوان جدیدی تولید کرده اند و آن را لایگر نامگذاری کرده اند که از همه نظر نسبت به شیر و ببر برتری دارد! چنین موجودی تا به حال در طبیعت وجود نداشته است، چراکه شیر و ببر نه تنها ذاتا با هم میانه ی خوبی ندارند بلکه دشمنی هم دارند.
این هیولا (لایگر) که حدود 900 تا 1000 پوند وزن دارد (454 کیلوگرم) قد بلندتر، قدرت بدنی بیشتر، توان پرش بالاتر و.... را نسبت به پدر و مادر خود دارد! جالب اینکه با وجود تنفر شیر از شنا کردن در آب، لایگر به شنا کردن علاقه دارد. در حال حاضر چندین نمونه از این حیوان تولید شده که در سیرکها و برخی باغ وحشها به نمایش گذاشته شده اند..
فقط جنس ماده ی این حیوان قادر به تولید مثل با ببر یا شیر نر می باشد که خود موجب بوجود آمدن دو گونه ی جدید دیگر شده است! همچنین حیوان دیگری به نام تایگن هم تولید شده که محصول ببر نر و شیر ماده است، البته به ببر شباهت بیشتری دارد و به بزرگی و عظمت لایگر هم نیست...

 

 

 

 

 

 



داستان یک عشق واقعی + عکس 



 

طي سالها زندگي بر روي كره خاكي و مابين مخلوقات مختلف ، شايد به اين نتيجه رسيده باشيم كه ؛

عشق خالص و يا علاقه شديد قلبي خاص آدمهاست و تازه اونهم كسانيكه با ابراز عواطف و احساساتشون

تونستن اين گوهر رو در خودشون بارور كنن. اما عجايب دنيا درست جاهائي براي ما عجيب ميشن كه تصورشون روهم نميكنيم ، وگرنه وجود دارن و ما از وجودشون بيخبريم !

درست مانند حكايت فوق العاده زيبا و حيرت آور عشقي كه بين يك انسان و يكي از خشن ترين و  مخوف ترين جانداران كره زمين رقم خورده و دركمال تعجب بايد بهتون بگم : آره ، اين عشق وجود داره!

 

نشستن در يک قايق 3.8 متري و تماشاي يک سفيدي بزرگ 4 متري که بهت نزديک ميشه واقعاً هيجان آوره!

 

 

"آرنولد پوينتر" ماهيگير حرفه اي از جنوب استراليا ، يک کوسه سفيد بزرگ رو که در تور ماهيگيريش

 گير کرده بود از مرگ حتمي نجات داد. حالا اون يه مشکلي داره :

ميگه که : " 2 ساله که اون من رو تنها نميذاره. هرجا ميرم دنبالم مياد و حضورش تمام ماهيها

 رو مي ترسونه. نمي دونم چيکار بايد بکنم."

خيلي سخته که از دست يک کوسه 17 فوتي خلاص بشي وقتي که کوسه هاي سفيد

تحت حمايت کنسرواسيون حيوانات وحشي قرار دارن ، اما يک علاقه دوطرفه بين

"آرنولد" و "سيندي" ايجاد شده. آرنولد ميگه : "هروقت قايق رو نگه ميدارم اون مياد به طرفم

، اون به پشتش مي چرخه و ميذاره شکم و گردنش رو نوازش کنم، خرخر ميکنه، چشماش

 و مي گردونه و باله هاش رو بالا و پايين ميکنه و با خوشحالي به آب ضربه ميزنه..."

 

 

 

 

 

 

 



بنزی از طلا در دبی + عکس



پول نفت چه ها که نمی کند! ... بنزی که در زیر مشاهده می کنید مدلش C63 می باشد. این بنز زیبا و البته قیمتی به سفارش یکی از ثروتمندان دبی در آلمان ساخته شده است. قیمت یک بنز C63 معمولی 82.000 دلار آمریکایی می باشد اما قیمت این بنز طلایی حدود 8.5 میلیون دلار برآورد شده است. بر روی شیشه های این بنز لعابی از رنگ طلا پاشیده شده است که زیبایی منحصر به فرد و خاصی به آن داده است. شما را به دیدن این بنز طلایی زیبا دعوت میکنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نمایش پیکر مومیایی توت‌آنخ‌آمون برای نخستین بار



 

 

پیکر مومیایی توت‌آنخ‌آمون، سرشناس ترین فرعون مصر، برای اولین بار در مجتمع مقبره های دره پادشاهان به نمایش گذاشته است

 

 

 

این جابجایی 85 سال پس از آن صورت می گیرد که هاوارد کارتر باستان شناس بریتانیایی مقبره وی را کشف کرد

 

 

 

 

اعتقاد بر آن است که از آن زمان تنها حدود 50 نفر چهره او را دیده‌اند هرچند تابوت او در معرض دید هزاران نفر قرار داشته است

 

 

بعد پارچه هایی که پیکر با آن پوشانده شده بود برداشته شد تا بدن سیاه پادشاه ظاهر شود

 

 

پیکر توت‌آنخ‌آمون سپس در یک محفظه ویژه که دما و رطوبت آن به دقت کنترل می شود قرار داده شد

 این محفظه از بدن در مقابل آثار ناشی از حضور روزانه 350 بازدید کننده در روز محافظت می کند

 

 

مقبره سنگی که برای سه هزار سال آرامگاه توت‌آنخ‌آمون بوده است اکنون خالی است

 

 

چهره تجسمی از توت‌آنخ‌آمون که با اسکن از مومیایی او بدست آمده

 



دختری 17 ساله مادر 7 کودک خردسال



 

Pamela Villarruel مادر 7 کودک خردسال در آرژانتین می باشد. او که فقط 17 سال دارد، در حاملگی اول (در سن 14 سالگی ) صاحب اولین فرزند خود شده و در حاملگی ها دوم و سوم ( به ترتیب در سن 16 و 17 سالگی ) بچه های سه قلوی خود  را بدنیا آورد ...

 

 

 

 

 





50 روش حالگیری




این هم یک عکس خانوادگی
 
 
 
روش ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! ﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگه‌هایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!  

روش ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی‌ها زودتر راه بیفتن

روش ۳: وقتی می‌خواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین


 
روش ۴: وقتی از کسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین 

 
روش ۵: کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون، به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنین 


روش ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین 


روش ۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین 


روش ۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنین 


روش ۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین 


روش ۱۰: از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنیها رو براتون بگه 


روش ۱۱: در یک جمع، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین 


روش ۱۲: به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین


روش ۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه‌های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین 


روش ۱۴: وقتی با بچه‌ها بازی فکری می‌کنین سعی کنین از اونها ببرین 


روش ۱۵: موقع ناهار توی یک جمع، جزئیات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین 


روش ۱۶: ایده‌های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین 


روش ۱۷: بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست و سریع خارج بشین 


روش ۱۸: شمعهای کیک تولد دیگران رو فوت کنین 


روش ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

 
روش ۲۰: وقتی کسی لباس تازه می‌خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته 


روش ۲۱: صابون رو همیشه کف وان حمام جا بذارین 


روش ۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین 


روش ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می‌بینین بگین چقدر پیر شده 


روش ۲۴: وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می‌کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود 


روش ۲۵: چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین

 
روش ۲۶: بادکنک بچه ها‌رو بترکونین 


روش ۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین 


روش ۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می‌کنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد 


روش ۲۹: بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین 


روش ۳۰: کلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این روش هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره 


روش ۳۱: ایمیل‌های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

 
روش ۳۲: توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری، بی موقع دست بزنین 


روش ۳۳: هر جایی که می تونین، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش یا کفش دوستتون بهتره 


روش ۳۴: حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین 


روش ۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین 


روش ۳۶: دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین 

 
روش ۳۷: عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین 


روش ۳۸: پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین 


روش ۳۹: با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین 


روش ۴۰: شیشه های سس گوجه‌فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین 


روش ۴۱: موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین 


روش ۴۲: توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته‌ها و فندقهای دهان بسته بذارین  


روش ۴۳: شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین 


روش ۴۴: توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین 


روش ۴۵: توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین 


روش ۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل‌ها رو عوض کنین 


روش ۴۷: یکی از پایه‌های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین 

 
روش ۴۸: توی مهمونی‌ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه 


روش ۴۹: چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین 

 
روش ۵۰: ورقهای جزوه ۳۰۰ صفحه‌ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی‌پاتی بذارین، یه بر هم بزنین، بعد بهش پس بدین



باند فرودگاه نزدیک ساحل

فرودگاه بین المللی پرنسس جولیانا، واقع در جزیره سنت مارتن در شرق جمهوری پورتوریکو، (کشوری بین آمریکای شمالی و جنوبی) بدلیل نزدیکی بیش از حد باند فرودگاه به ساحل دریا مشهور است و از جاذبه های توریستی این جزیره بشمار می رود.

در آنجا شما می توانید براحتی هواپیماهای غول پیکر را هنگام فرود،
در چند متری بالای سر خود مشاهده کنید كه بسیار تماشایی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




"ريپکس" آلت تناسلي مردان متجاوز را تکه تکه مي کند!



مرداني که در سوئد به زنان تجاوز مي کنند به زودي يا از اين عمل دست خواهند کشيد و يا با آلت تناسلي تکه تکه شده مجبور به مراجعه به مراکز پزشکي خواهند شد. اين سلاح جديد که در سوئد جلب توجه بسياري کرده است توسط " سونت اهلرز " بانوي 57 ساله , پزشک و تبعه آفريقاي جنوبي طراحي و به جامعه زنان هديه شده است. سالانه حدود 50 هزار تجاوز به زنان در آفريقاي جنوبي صورت مي گيرد. دکتر " اهلرز " در يک کنفرانس مطبوعاتي در مورد اختراع خود و تلاش در جلوگيري از تجاوز به زنان و نيز مجازات مردان تجاوزگر به توضيحات پرداخت.او در پاسخ به سوال خبرنگاران که چگونه به فکر طراحي اين اختراع افتاده است گفت:

بيست سال قبل با زني ملاقات کردم که مورد تجاوز جنسي قرار گرفته بود. او به من گفت: اي کاش انجايي که لازم بود داراي دندان بود.

 

دکتر اهلرز از آن پس در فکر اختراع و تکامل آنچه که امروز " ريپکس " نام گرفته و به مرحله بهره برداري رسيده افتاده است. ريپکس نه تنها جلوي تجاوز به زنان را مي گيرد و مردان تجاوزگر را مورد مجازاتي دردناک قرار مي دهند , بلکه همچنين از ابتلاي احتمالي زنان به ويروس " اچ آي وي " و ديگر بيماريهاي مقاربتي در صورت وقوع يک تجاوز نيز محافظت مي کند.

بانواني که مايل به استفاده از ريپکس هستند دستگاهي لوله شکل را در مهبل خود نصب مي کنند. اين دستگاه لوله اي شکل , در بيرون از ماده اي لاستيکي و انعطاف پذير ساخته شده است که صدمه اي به بدن زن وارد نکرده و استفاده از آن نيز براي زنان ناخوشايند نخواهد بود. به گفته دکتر اهلرز زنان زيادي به صورت آزمايشي از ريپکس استفاده نموده و راحتي و آسان بودن استفاده از آن را تاييد کرده اند. همچنين اثر منهدم کننده ريپکس بر روي ماکتهاي به شکل آلت تناسلي مردان نيز آزمايش شده و نتايج آن نيز بسيار رضايت بخش اعلام شده است.

 

قسمت داخلي ريپکس از جمله با ماده اي طراحي شده است که اولا بمانند يک " کاندوم " عمل کرده و زنان را از ابتلاي احتمالي به ويروس ايدز و ديگر امراض جنسي که مرد متجاوز ممکن است به آن مبتلا باشد محافظت مي کند و همچنين در صورتي که مردي تلاش کند تا عمل تجاوز را به صورت کامل به انجام برساند , ريپکس به آلت تناسلي مرد تجاوزگر چسبيده و قلابهاي ميکروسکوپي چسبنده آن وارد عمل مي شود. دکتر اهلرز درد وحشتناک اين تله را گارانتي کرده و همچنين اضافه مي کند که تجاوزگر با آلتي تکه تکه و پوست کنده شده مجبور به مراجعه به مراکز درماني خواهد شد که آنان نيز به نوبه خود پليس را در جريان خواهند گذاشت و اگر مردي سعي کند خود ريپکس را از آلتش جدا کند قلابهاي آن به صورت باز هم عميق تري در آلت وي فرو رفته و تنها با يک جراحي قابل جدا شدن خواهد بود. اعلام شده که ريپکس از سال آينده در سوئد به معرض فروش گذاشته خواهد شد

 


گلشیفته فراهانی در برنامه “شبی با داریوش مهرجویی” دردانشگاه لس آنجلس

 

69

 

شبی با داریوش مهرجویی» نام برنامه ای بود که به همت بخش مطالعات خاورنزدیک دانشگاه لس آنجلس و به افتخار این فیلمساز

 

سرشناس ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم «درخت گلابی» ازساخته های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم،

 

گلشیفته فراهانی به پرسش های حاضران در مورد این فیلم و مسائل مربوط به سینمای ایران، مشکلات تهیه فیلم در ایران و مشکل

 

سانسور پاسخ دادند.

 

تازه ترین فیلم این فیلمساز، «سنتوری» با توقیف جنجال برانگیز همراه بود که به دنبال آن ،گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول این

 


 

فیلم پس از بازی درفیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی ریدلی اسکات ظاهرا تصمیم به مهاجرت از ایران گرفت.

 

این نخستین بار است که گلشیفته فراهانی، پس از حضور بدون روسری بر روی فرش قرمز فیلم «مجموعه دروغ ها» در یک

 

مکان عمومی حضور پیدا می کند

 

347

 

گلشیفته دربخش پرسش و پاسخ پس از اتمام نمایش فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به روی صحنه آمد

 

و مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفت، سپس حاضران با استفاده از حضور او درسالن به گرفتن عکس و طرح سئوالات

 

مختلف از او پرداختند.

 

436

 

528

گلشیفته فراهانی در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماند و یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران

گفت:« آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلا در زندگی سعی می کنم به فردا

فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین

باری بود که بعد از انقلاب یک هنرپیشه زن ایرانی این کار را می کرد. مسئله این است که من کارغیرقانونی نکردم

و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند معنی دارند ولی بعد از آن دیگر معنی و مفهومی ندارد و

همانطور که مهمان هایی که به ایران می آیند روسری سر می کنند ما هم می توانیم از ایران که بیرون آمدیم روسری

سرمان نکنیم.»

157

 

253


 

این کلمات گلشیفته با تشویق شدید حاضران روبرو شد و او در ادامه این سخنان گفت:«به هر حال من همیشه

 

یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم یک سفیر خیلی خوبی برای ایران باشم برای اینکه به شدت عاشق ایران هستم

و مطمئنم هیچکس به اندازه من برای ایران تبلیغ نکرده و نخواهد کرد. من همیشه گفته ام که ایران بهترین جای

ی است که یک فرد می تواند در آن زندگی کند و جایی است که یک نفر می تواند خوش بگذراند. در هر شرایطی

و فردا هم همه چیز را مشخص می کند که چه خواهد شد. به هرحال من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله

با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.»

 

دانلود فیلم این مراسم




چگونه یک دختر را بخندونیم؟

قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست.

با کارهایی بهتون می دم می تونید یک شخصیت بامزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید

تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم بروت بیارم ولی آره خیلی بد شده. همونجا احتمالا دختره میخنده و یک وشگونی ازتون می گیره و شما هم می تونید اینو براش دیگه تا آخره اون شب داستان کنید و همش بگید وای همه دارن مواتو نگاه می کنن! حالا چی کار کنیم و یا مثلا من خجالت می کشم با این موا با تو راه برم و

تا اون جا که می تونید سعی کنید متهمش کنید می خواد شمی رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت دیگه دیره و من باید برم خونه بگید ولی من باهات نمیام و اون می گه نه گفتم تو بیا گفتم من می خوام برم خونه و شما هم که انگار کرید می گید ای بابا ما هنوز همدیگرو درست نمیشناسیم و تو می خوای منو ببری خونت. عجب دور و زمونه ای شده ها و ...

حرفاشو سو تعبیر کنید. مثلا اگر داشت بهتون می گفت مثلا با هم شام درست کنیم و برگشت گفت: ''''''''بکنیم یا نه''''''''؟
همین حرفشو به شوخی بگیرید.

زیادی لبخند نزنید و به جوکهای خودتون نخندید.

احساساتشو لطیف مسخره کنید؟ مثلا : می گه وای واقعا از اینکه مردم بقل دستم سیگر بکشن متنفرم! بگید: حالا واقعا نسبت به این کار چه احساسی داری؟

این ها رو با جوک ها و تیکه های با مزه تون قاطی کنید، حتما نتیجه می ده