avvaleshro mikham ba smshaye marbot be moharram hast shoro konam ke omidvaram khosheton biad
--------------------------------
شعر های محرم
هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا
--------------------------------
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم
چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر
محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ،
قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب
آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس
علی (ع)
--------------------------------
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی
كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است
--------------------------------
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین
در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . . .
—————————
ببخشید مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود ، گفتم دنبالش نگردی
—————————
نه شاعرم تا بتونم واسه نگاهت غزل بگم / نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم
فقط اینو خوب میدونم تا زند ه ام تا جون دارم دوست دارم . . .
—————————
ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم !
خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!
—————————
هرچی هستی همون باش / هرچی نیستی نگو کاش
—————————
بیا بشکن سکوت قلب خسته / ببین بی تو دلم غمگین شکسته
ز صبح عاشقی حیران ترم کن / که تاریک است این قلب شکسته . . .
—————————
دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/كمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی
—————————
یک کلاغ با یه زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه
—————————
با فعال سازی پیام چند رسانه ای (MMS) در صورت نداشتن جوک جدید می توانید عکس خود را برای ما بفرستید تا بخندیم!
—————————
گلی… گلی… گل رز… گل شب بو… گل یاس…
…
…
…
بنفشه می کاریم، کود می فروشیم…
گلیه… گل!
—————————
جمعه یعنی یک
غروب وعده دار،
وعده ترمیم قلب یاس زار،
جمعه یعنی مادر چشم انتظار،
درهوای دیدن روی نگار.
جمعه یعنی یه سماء دلواپسی،
می شود مولا به داد ما رسی؟
—————————
اددا بابا دد
اي ي ي ي
قاقا
ا ا ا ا ا
…
…
…
ببخشید! گوشيم دست
بچه بود!
—————————
میمون چی توز بازنشسته شده، بهتره زودتر برای استخدام اقدام کنی!
—————————
با فعال سازی پ;یام چند رسانه ای (MMS) در صورت نداشتن جوک جدید می توانید عکس خود را برای ما بفرستید تا بخندیم!
—————————
گلی… گلی… گل رز… گل شب بو… گل یاس…
…
…
…
بنفشه می کاریم، کود می فروشیم…
گلیه… گل!
—————————
جمعه یعنی یک
غ;روب وعده دار،
وعده ترمیم قلب یاس زار،
جمعه یعنی مادر چشم انتظار،
درهوای دیدن روی نگار.
جمعه یعنی یه سماء دلواپسی،
می شود مولا به داد ما رسی؟
—————————
اددا بابا دد
اي ي ي ي
قاقا
ا ا ا ا ا
…
…
…
ببخشید! گوشيم دست
ب;چه بود!
—————————
میمون چی توز بازنشسته شده، بهتره زودتر برای استخدام اقدام کنی!
—————————
یک کلاغ با یه زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه
—————————
در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . . .
—————————
ببخشید مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود ، گفتم دنبالش نگردی
—————————
نه شاعرم تا بتونم واسه نگاهت غزل بگم / نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم
فقط اینو خوب میدونم تا زند ه ام تا جون دارم دوست دارم . . .
—————————
ببخشید اشتباهی ا;س ام اس دادم !
خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!
—————————
هرچی هستی همون باش / هرچی نیستی نگو کاش
—————————
بیا بشکن سکوت قلب خسته / ببین بی تو دلم غمگین شکسته
ز صبح عاشقی حیران ترم کن / که تاریک است این قلب شکسته . . .
—————————
دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/كمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی
—————————
1- تو
برای من مثل خواهر میمونی! (يعنی:خيلی زشتی!)
2- فاصله
سنيمون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)
3- من به
تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
4- من
الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)
5- دوست
دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
6- من با
خانمهای همکارم بيرون نمیرم. (يعنی:خيلی زشتی!)
7- تقصير
تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)
8- من
الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)
9- من
تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)
10-
بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی
زشتی!!!!)
آخرین سخنان داریوش بزرگ (وصیت نامه)
تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و.....بجای گذاشته اند بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت )ما میخواهیم با معرفی نکات برجسته تمدنهای گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.
در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمیدر تمدن ایران باستان دارد را آورده ایم
اینک که من از دنیا میروم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام میباشند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .اکنون که من از این دنیا میروم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمیگویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته میشود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه میشود حشرات در آن بوجود نمیآید و غله در این انبارها چند سال میماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی ....
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشا ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم میشوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر میتوانی سلطنت نمایی . همواره حامیکیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومیرا مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که میتوانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمیمن که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت میکردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمیاین است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوار کن . هیچ کس در این جهان باقی نمیماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست میآوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ؛ زیرا اگر دست ازآباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمیشود بطرف ویرانی میرود . در آباد کردن ؛ حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
شما خوشبخت هستید زیرا...

اگر کفش و لباس دارید،

اگر تختخواب و سرپناهى دارید،

در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.

اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،

شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.


2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و .... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
![]()
ابتدا
و انتهاي پل جانبازان كه تاكنون حدود 3 ميليارد تومان براي آن
هزينه شده، به دليل اشتباه مهندسي، 50 سانتيمتر اختلاف سطح دارد و
به هم نميرسد!
هماكنون طرفين ابتدا و انتهاي پل در حالي براي اتصال به يكديگر نزديك شدهاند كه تازه مشخص شده به دليل اشتباهات مهندسي اين اتفاق به دليل اختلاف سطح طرفين پل هرگز نخواهد افتاد. گفته ميشود اين اختلاف به نيم متر ميرسد كه در قوانين مهندسي عدد بسيار بزرگي به شمار ميآيد.
به گفته مهندسان سازه، طراحي اينگونه پلها پس از سالها اجرا در كشور به قدري ساده است كه حتي در توان دانشجويان مهندسي نيز هست و اين بر ابهامات مسئله بيشتر ميافزايد.
در اين رابطه هيچ مقام مسئولي در شهر رشت حاضر به اظهار نظر نيست و تنها محمود فريدوني شهردار رشت در اظهار نظري غيرمستقيم پيمانكار را مقصر معرفي ميكند. او معتقد است: «شركت طرف قرارداد اين پل در گذشته به تعهدات خود عمل نكرد و با اعمال مديريت جديد سعي ما بر اين است كه در كوتاهترين زمان اين پل به بهرهبرداري برسد.»
فريدوني البته نبود جرثقيل حمل نصب تجهيزات پل جانبازان از محل كارگاه ساخت تجهيزات اين پل در حوالي كوچصفهان تا رشت در گذشته را از جمله مشكلات عنوان كرده و ميگويد: «البته اين مشكل هم اكنون برطرف شده است».
اين توضيحات در حالي است كه جبار كوچكينژاد، نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي، پل غيرهمسطح جانبازان رشت را لكه ننگي در اين شهر دانسته و همزمان رئيس مجمع نمايندگان گيلان ميگويد: «ساخت پل غيرهمسطح جانبازان رشت به دليل غيركارشناسي بودن هزينه زيادي به گيلان وارد كرده است.»
اسدالله عباسي انتقادهاي مردم و مسئولان نسبت به پل غيرهمسطح جانباران اين شهر را نيز وارد ميداند، اما با اين حال رييس شوراي شهر رشت هرگونه اظهارنظري در اين رابطه را مغرضانه توصيف ميكند.
محمدرضا قاسمي به عنوان مدافع سرسخت اين پل كه طرفين آن دست كم 50 سانتيمتر اختلاف سطح دارند حتي در پاسخ به نماينده مجلس، نه تنها پل را لكه ننگي براي اين شهر نميداند بلكه از ساخت آن به عنوان سند افتخاري در عملكرد شهرداري رشت نام ميبرد كه انگيزهاي قوي براي ساخت تقاطعهاي همسطح و غيرهمسطح ديگر در اين شهر به وجود آورده است.
او حتي از منتقدان اين پل ميخواهد با دست برداشتن از اشكالتراشيها و انتقادهاي غيرمنصفانه كمبود نقدينگي و عدم بهرهمندي اين شهر از بودجههاي ملي را برطرف كنند.
وي ادامه ميدهد: «موانع موجود بر سر راه پروژههاي عمراني شهر باران با اشكالتراشي و انتقادهاي غيرمنصفانه برطرف نخواهد شد، بلكه كمبود نقدينگي و عدم بهرهمندي از بودجههاي ملي بزرگترين مشكل در مسير سازندگي رشت است.»
تا به امروز براي اين پل 2 ميليارد و 700 ميليون تومان هزينه شده است اما با اتفاق پيش آمده برآورد ميشود دست كم يك ميليارد تومان به برآورد اوليه اضافه شود. كارشناسان امر معتقدند در صورت صرف اين هزينه پل جانبازان رشت گرانترين پل روگذر در تاريخ مهندسي كشور خواهد بود.
فکر می کنید این
لاک پشت چرا اینطوری شده؟
اقدام به
فرار دو کودک عاشق پیشه آلمانی
به آفریقا برای ازدواج با یکدیگر!
روز گذشته بی بی سی گزارش کرد که
یک پسربچه شش ساله به نام میکا و نامزد پنج ساله اش به نام آنابل
در حالی که قصد سفر به افریقا را برای ازدواج با یکدیگر در روز
نخست ژانویه داستند، توسط پلیس متوقف شدند. این زوج در حالی قصد
سفر بدون پاسپورت و هیچ پولی را داشتند، که برای مراسم ازدواجشان
فکر همه چیز را کرده بودند! آنها یک شاهد رسمی به نام آنا لنای 7
ساله [خواهر آنابل] را به عروسی خود دعوت کرده بودند تا همراهشان
در این سفر باشد.
این زوج اما پیش از آن که بتوانند، قصد خود را عملی کنند، در راه
آهن هانوفر توسط پلیس متوقف شدند. این زوج جوان که بسیار عاشق
یکدیگر هستند، دلیل انتخاب افریقا را برای ازدواج، گرم بودن آن
بیان کردند. ایده ی این ازدواج رمانتیک در میهمانی خانوادگی جشن شب
کریسمس شکل گرفت. زمانی که پسربچه ی داستان، میکا دو دختر دیگر را
با گفتن داستانهایی از خاطرات تعطیلاتش به ایتالیا سرگرم کرد. صبح
روز بعد اما اتفاق غیر منتظره ای رخ داد.
در حالی که همه ی اهل خانه در خواب بودند، سه کودک داستان، پس از حدود یک کیلومتر پیاده روی به ایستگاه ترم رسیدند. تنها زمانی که یکی از ماموران انتظامات متوجه شد، این سه کودک منتظر قطار برای فرودگاه هستند، پلیس خبردار و وارد عمل شد. اولین کاری که افسران پلیس کردند این بود که برای این بچه ها توضیح دادند بدون پول و بلیت آنها نمی توانند به جایی سفر کنند. در عوض به آنها اجازه دادند، بازدید کوتاهی از اداره پلیس انجام دهند، تا این که خانواده ی شان به آنها ملحق شود. آژانس خبری فرانسه می گوید: اگرچه فعلا برنامه ی ازدواجی در کار نخواهد بود، پلیس امکان رخ دادن این ازدواج عاشقانه را در افریقا و در آینده رد نکرد.
گربه هاي مهربان
جام
جم آنلاين: پليس در شهر «مسيونيس» آرژانتين پسر بچه يك ساله اي
را در در جمع چندين گربه ولگرد كه ته مانده غذاي خود را با او
قسمت كردند و او را گرم نگه داشتند ، پيدا كرد.
به گزارش ديلي تلگراف ، اين پسر بچه يك ساله كه روزها بود گم شده بود توسط يك افسر پليس در حالي پيدا شد كه در كف يك جوي فاضلاب افتاده بود و جمعي از گربه هاي ولگرد او را ليس مي زدند و او را گرم نگه داشته بودند.
اطراف اين پسر بچه مقداري
پس مانده غذا بود كه گربه ها برايش جمع كرده بودند.
به گفته اين افسر پليس او وقتي به اين بچه نزديك شدم و او را
پيدا كردم گربه هاي اطرافش به من حمله كردند و نمي گذاشتند به
او نزديك شوم. گربه ها دور او جمع شده بودند و او را گرم مي
كردند. من حدس مي زنم گربه ها كاملا متوجه شده بودند كه اين
كودك نياز به مراقبت دارد و بايد از سرما حفظ شود.
به گفته پزشكان گرماي بدن گربه ها اين كودك را از سرما و يخ
زدگي نجات داده است ، سرمايي كه مي توانست او را بكشد.
پدر اين كودك كه يك بي خانمان است به پليس گفت چند روز پيش
كودكش ناگهان ناپديد شده بود و نتوانسته بود او را پيدا كند
روش هایی برای فتح کردن قلب یک مرد
برندگان جوایز گلدن Golden Goleb + عکس های کامل مراسم
رنده شماره یک کیت وینسلت و دریافت دو جایزه از این مراسم
دریافت جایزه بهترین هنرپیشه نقش اول زن برای بازی در فیلم جاده انقلابی
دریافت جایزه بهترین هنرپیشه نقش دوم زن برای بازی در فیلم خواننده
میکی رورک برنده بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم کشتی گیر
بهترین هنرپیشه نقش اول مرد هیس لیجر برای بازی در فیلم شوالیه تاریکی
بهترین هنرپیشه نقش دوم مرد جان آدامز برای بازی درسریال تام ویلکینسون
بهترین هنرپیشه نقش دوم زن روکونت برای بازی در سریال لارا درن
بهترین هنرپیشه زن آنا پاکویین برای بازی در سریال خون واقعی
بهترین فیلم انیمیشن واله
بهترین هنرپیشه نقش اول زن سالی هاوکینزبرای بازی در فیلم سرخوش
بهترین فیلم خارجی والس با بشیر
بهترین هنرپیشه زن لارا لینی برای بازی در سریال جان آدامز
بهترین فیلم نامه سایمون بیوفوب برای فیلم میلیونر زاغه نشین
بهترین هنرپیشه مرد پل جیاماتی برای بازی در سریال جان آدامز
بهترین سریال تلویزیونی کمدی موزیکال به نام راک 30
بهترین موسیقی فیلم آی ار رحمان برای فیلم میلیونر زاغه نشین
بهترین هنرپیشه زن برای سریال تلویزیونی تینا فی
جایزه افتخاری سیسیل برای استیون استیلبرگ
بهترین کارگردانی دنی بویل برای فیلم میلیونر زاغه نشین
بهترین هنرپیشه نقش اول مرد در بروژر برای بازی در فیلم کالین فارل
Eshgh + Servat + Movafaghiyat
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم
گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما
بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می
مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او
تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده،
بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند:
« ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري
اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر
اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق
است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما
شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:«
چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت
شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را
دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:«
بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت
شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:«
کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او
راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را
دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است
ثروت و موفقيت هم هست! »
آری... با
عشق هر آنچه که می
خواهید می توانید به دست آوردید.
بازگشت هدیه تهرانی به سینما پس از سه سال بعنوان صداپیشگی انیمیشن 1500
مدتهاست که از هدیه تهرانی خبری در سینمای ایران نیست. چند فیلم آخر او از جمله «نیوه مانگ»، «شبانه»،
«نسل جادویی» و «فرزند صبح» رنگ پرده را ندیدهاند و آخرین حضور بسیار موفق او را در سینمای ایران،
فیلم «چهارشنبه سوری» به حساب میآید.
در چند سال اخیر او اغلب پیشنهادهای حضور در فیلمها را رد کرده است. این در حالی است که بسیاری اعتقاد دارند
او هنوز یکی از وزنههای مهم سینمای ایران به حساب میآید. اما خبر رسیده که هدیه تهرانی به عنوان یکی
از صداپیشگان فیلم سینمایی 1500 به توافق رسیده است.
به این ترتیب شاهد حضور دوباره هدیه تهرانی، هر چند نصفه و نیمه و در پناه نقاشی متحرک، در
این انیمیشن پر ستاره خواهیم بود.
ادامه دارد ...
















































































































































































































